احمد على خان وزيرى
44
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
مكران كرد . تابستان را در بلوك ساردو ييلامشى « 1 » كرده ، اوّل زمستان به صوب بلوچستان روان گرديد . بعضى از آن بلاد را به قتال و بعضى را به نويد ترفيه حال متصرّف گرديد . بعد از مدّت متمادى كه مكران را هر ديارى صاحب اختيارى بود ، به ضبط حكمران كرمان [ 166 ] درآمد . صاحب تكملة الاخبار گويد ملك زوزن بعضى از سواحل بحر فارس را كه در آن سفر فتح نمود و راه مراجعت گرفت ، بعد از سه سال به دار الامان آخرت برفت . پسرش اختيار الدين به حكم ارث و يرليغ « 2 » سلطان ايالت يافت ، به اندك زمانى به سعايت شجاع الدين ابو القاسم اعور « 3 » كه سپهسالار پدرش بود معزول شده . ابو القاسم به نيابت سلطان غياث الدين پسر سلطان محمّد بر كرمان و مكران حكم روا گرديد . بعد كه اتاليقى « 4 » سلطان غياث الدين موكول « 5 » به امير براق [ 167 ] شد و فرمانفرمائى كرمان اضافه منصب او گرديد ، ابو القاسم اعور بر دست امير براق ، يراق عالم « 6 » ديگر گرفت . مجمل حال براق را نگاشتن لازم است . اين مرد حاجب « 7 » گورخان ثانى قراخطاى بود و از امراء بزرگ آن دولت محسوب مىشد . حسب الامر گورخان به جهت اخذ باج مستمرى خدمت سلطان محمّد خوارزمشاه آمد . سلطان چون ابهّت و عظمتى در خود مشاهده مىنمود ، از دادن خراج عار داشت . چندى به مسامحه و تسويف « 8 » گذرانيد . براق بعد از [ 168 ] يأس از وصول تنخواه بىاجازت و اطلاع سلطان راه مملكت خويش پيش گرفت ، گورخان ، تاينكوطراز ، برادر بزرگ براق را سردار نمود با لشكرى وافر به جنگ سلطان محمّد مأمور فرمود . سلطان نيز با جيشى متكاثر « 9 » او را استقبال كرده ، بعد از تلاقى فريقين شكست فاحشى به جنود قراخطاى افتاد . تاينكو طراز اسير گرديد ، از اين شكست ضعفى تمام به حال گور خان به هم رسيد .
--> ( 1 ) . ييلامشى : مكث نمودن در تابستان در بردسير است . ( 2 ) . يرليغ : تركى جغتايى ، فرمان سلطان . ( 3 ) . اعور : يك چشم . ( 4 ) . اتاليقى : للهگى . ( 5 ) . موكول : واگذار شده . ( 6 ) . يراق : سلاح ، اسلحه سپاه مثل شمشير و سپر و تير و كمان ( 7 ) . حاجب : منصبى است كه به فارسى باربد و تركى ايشيك آقاسى نامند . اين زمان فرّاشباشى را ملقّب به حاجب الدّوله كنند . ( 8 ) . تسويف : زود باشد گفتن و اهمال . ( 9 ) . متكاثر : بسيار .