احمد على خان وزيرى

45

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

كوشلك پسر طامانك خان [ 169 ] پادشاه نايمان « 1 » از صدمهء چنگيز خان فرار و به گور خان التجا آورده بود . گورخان دختر خود را به زنى به او داده در امور كشور و لشكر مطلق العنان ساخته بود . در اين وقت فرصت غنيمت كرده به هواى رياست كليّه با پدر زن كه ولى نعمت او بود ، مصاف « 2 » داده و دستگيرش كرد . امير براق به واسطهء سابقهء آشنايى به خدمت خوارزمشاه پيوست . سلطان مقدم او گرامى داشته [ 170 ] به منصب اتاليغى پسرش سلطان غياث الدين ملقّب به پير شاه سرافراز نمود و دختر براق به حبالهء پير شاه درآورد و حكمرانى كرمان را به رأى و رؤيت او واگذار نمود . براق مردى كافى بود و تدبيرى خافى داشت . از جانب خليفهء بغداد او را قتلغى سلطان مىنوشتند . در فترت مغول سفراى چرب زبان با تحف و هدايايى فراوان به خدمت نويانان « 3 » مغول فرستاد و اظهار ايلى و انقياد كرد و مالوجهات « 4 » [ 171 ] كرمان و مكران را متقبّل شد كه همه ساله انفاذ دارد . سلطان غياث الدين پسر خوارزمشاه را كه ولى نعمت و دامادش بود ، در كرمان بكشت . لهذا چنگيزخان امتنان و اطمينان به او به هم رسانيد ، منشور سلطنت كرمان و بلوچستان را با لقب قتلغ‌خانى به جهت او فرستاد . به سبب حسن تدبير او كرمان و مكران از قتل و اسير و نهب مغول محروس و مصون ماند . بعد از يازده سال استقلال در سنهء ششصد و سى و دو [ 172 ] خوراك كرمان گرديد . « 5 » سلطان قطب الدين برادرزاده و دامادش به موجب وصيّت به جاى عمّ نشست . مبارك خواجه پسر براق در زمان فوت پدر به درگاه اوكتاى قاآن بود . بعد از اطلاع بر ممات او ، يرليغ سلطنت مملكت پدر را از قاآن گرفته ، روانهء مقرّ حكمرانى شد . سلطان قطب الدين از راه سيستان به كوران به خدمت قاآن شتافت . مبارك پسر براق ملقّب به سلطان ركن الدين [ 173 ] بعد از شانزده سال حكمرانى و جلال در كرمان و مكران ، قطب الدين از منكوقاآن مثال حكومت گرفت . « 6 » . ناگاه وارد

--> ( 1 ) . نايمان : نام مملكتى از مغولستان . ( 2 ) . مصاف دادن : به معنى جنگ كردن . ( 3 ) . نويان : به تركى مغولى سردار لشكر را گويند . ( 4 ) . مالوجهات : خراج . ( 5 ) . خوراك كرمان گرديد ، يعنى درگذشت . ( 6 ) . متن : صادر نمود .