احمد على خان وزيرى
43
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
بلوچستان نپرداخت . به قول صاحب گزيده « 1 » در سنهء پانصد و هشتاد و سه ، اصل اقتدار او بود . در تكملة الاخبار مدت حكومتش را هشت سال نوشته و در بعضى كتب شانزده سال ديدهام . شاعرى رباعى در مدح او ساخته چون چهار جناس تام دارد خالى از لطفى نيست ؛ طمعا [ 162 ] لايجاز عرض شد . رباعى زد تيغ ملك بر سر دشمن دى نار * با دولت گفت رونقى با دين آر گر مىبخشند پادشاهان دينار * جان مىبخشد خسرو عادل دينار بعد از ارتحال او فرّخ شاه و عجم شاه به توالى به حكم وراثت چندگاه حكومت كردند . خوارزمشاه جلال الوزراى خراسانى را به ايالت آن ديار مأمور نموده ، عجم شاه به خراسان فرار كرد ، جلال در كرمان [ 163 ] استقلال يافت . چندى كه گذشت امير مبارز الدين ملك ملك شبانكاره از فارس لشكرى به كرمان كشيد . آن ديار را قهرا بگرفت ، برادر خود نظام الدين محمود را در آنجا به نيابت گذاشت . بعد از يك سال اتابك سعد بن زنگى ممدوح شيخ سعدى از شيراز به كرمان آمده ، نظام امر نظام الدين بگسيخت و بگريخت . سعد عماد الدين محمّد ابن زيدان را به حكومت [ 164 ] آن ديار معيّن كرده ، مراجعت نمود . خوارزمشاه بعد از استماع اين خبر طغان تكين را به حكمرانى و خواجه رضى الدين نشابورى را به وزارت فرستاد . عماد به گوشهء انزوا مختفى شد . به سبب نفاق حاكم و وزير و استيلاى سلغريان « 2 » فارس در بعضى بلوكات از ديوان سلطان محمّد خوارزمشاه رقم عزل بر صفحهء روزگارشان كشيده شد . اتابك نصر الدين ابى بكر بن اتسز به آنجا مأمور گرديد ، سر خودسرى [ 165 ] نمود سلطان او را به درگاه طلب فرمود . ملك زوزن كه از امراى بزرگ آن دولت بود به دارايى آنجا مقرّر گرديد . بعد از يك سال توقّف در كرمان هواى تسخير
--> ( 1 ) . تاريخ گزيده ، ص 473 ، « بعد از يك سال ملك دينار از قوم غزان ، در سنهء ثلاث و ثمانين و خمس مائه حكومت كرمان از آن تخم ببرد » . ( 2 ) . سلغريان : طبقهاى بودند كه در جرون و بعضى از بنادر فارس حكومت داشتند و دار الملك آنها ميناب و رودان بود .