احمد على خان وزيرى

42

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

بكشت . در سنهء پانصد و شصت و چهار به مرض استسقاء « 1 » بمرد . برادر مهترش ارسلان شاه [ 157 ] كه با برادر ديگر توران شاه در حبس بود ، از محبس بيرون آورده ، ارسلان شاه را به مسند برادر جاى دادند و توران به نيابت به مكران فرستادند . بعد از اندك زمانى توران بر برادر بجوشيد و منجر به قتال گرديد . در سنهء پانصد و شصت و شش ارسلان شاه در جنگ به زخم تير كشته شد . توران شاه مستقلا بر آن دو ولايت والى گرديد . يرليق [ پسر ] [ 158 ] ارسلان را مكحول ساخت در زمان او هفت سال قحطى شديدى پيدا شد . در وقتى كه بيمار بود در دست رفيع الدين نامى از امرا ، جلّاب « 2 » موت نوشيد . محمّد شاه پسر بهرام شاه بعد از عمّ به سعى رفيع الدين به سلطنت نشست و مادر شاه را نكاح كرد ، او غيرت كرده شوهر مادر را بكشت . از قتل رفيع الدين خللى كلّى به حال او راه يافته ، [ 159 ] از آن طرف ، طايفهء غز كه پنج هزار خانوار بودند ، دست برآوردند و اغلب بلوكات را تصرّف كردند . مردم بلد هم وقعى بر احكام او نمىگذاشتند . لابد از گواشير كه دار الملك كرمان است به بم نقل نمود . توقّف در آنجا را هم صلاح نديده ، راه سيستان و از آنجا به غور خدمت سلطان شهاب الدين غورى شتافت و در آن غربت بمرد . آن سلسله به او منتهى شد . [ 160 ] مخفى نماناد كه از اوّل سلطنت ملك قاورد كه اوّل سلسله تا آخر كار محمّد شاه بن بهرام شاه كه آخرين پادشاه سلاجقه كرمان است ، مكران مطيع و تابع كرمان بود و والى ، همه ساله براى ولايت از كرمان تعيين مىشد . خراج و مال و هنگام ضرورت رجال مىفرستادند . از اوّل اقتدار ملك دينار غز در كرمان رؤساى بلوچستان سر خودسرى كرده در هر محالى رئيسى ، دم از استقلال [ 161 ] مىزد . القصّه ، بعد از اضمحلال محمّد شاه ، ملك دينار غز كرمان را متصرّف شد ، به

--> ( 1 ) . استسقاء : نام مرضى كه موجب شود آب در انساج شكم جمع شود . ( 2 ) . جلّاب : دوايى كه بيماران را دهند .