واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

765

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

هنگام پذيرائيهاى رسمى گورخان بر تخت جلوس مىكرد و كوچلك در ميان حاجبان وى مىايستاده « 1 » . آيا پيش از اسارت گورخان ، ميان محمد و كوچلك مذاكراتى صورت گرفته بوده ؟ . . . در اين باره اطلاعات موثقى در دست نداريم . بديهى است پيمان عجيبى كه جوينى از آن صحبت مىدارد ( به ماقبل حدود ص 738 رجوع شود ) هرگز وجود نداشته . گفتهء ابن اثير « 2 » بيشتر به راستى ميماند . وى مىگويد كه هنگام مبارزه ميان گور خان و كوچلك ، طرفين از خوارزمشاه يارى خواستند و تمنى كردند كه وى با لشكر به كمك ايشان آيد ( محتملا در سال 608 هجرى / 1211 ميلادى ) ، ولى پيش از معلوم شدن نتيجهء مبارزه به هيچ طرف يارى نكرد . هر دو طرف وى را متحد خويش مىشمردند . محمد فقط پس از شكست و اسارت گور خان ، در قلع و قمع قراختائيان شركت جست . بخشى از نيروى جنگى قراختائيان وارد خدمت محمد گشت . و در نتيجه خوارزمشاه كوشيد تا به كوچلك ثابت كند كه وى پيروزى خويش را مديون او مىباشد و بايد بخشى از متصرفات گور خان را به خوارزمشاه واگذار كند . كوچلك اين درخواست را شديدا رد كرد . نسوى مشروحتر از ديگران « 3 » دربارهء اين مناسبات سياسى سخن مىگويد ، زيرا كه فرصت صحبت محمد بن قراقاسم نسوى - آخرين رسول خوارزمشاه به نزد كوچلك - را درك كرده بوده . محمد كوچلك را ملامت مىكرد كه ثمرات پيروزى وى را تصاحب كرده و از دست او بيرون كرده است . گور خان كه از خوارزمشاه شكست خورده بود گويا به دشمن خود پيشنهاد صلح كرده بوده و وعده داده بود دختر خود

--> ( 1 ) - نسوى ، « سيرت جلال الدين » ، متن ، 7 ؛ ترجمه 13 . ( 2 ) - چاپ تورنبرگ ، XII ، 179 - 178 . ( 3 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن 9 - 7 ؛ ترجمه 16 - 13 .