واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
731
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
به تصرف خويش درآوردند . غوريان به ضبط و مصادرهء اموال دست زدند « 1 » و اين خود دشمنى اهالى را عليه ايشان برانگيخت و خوارزمشاه بىدرنگ از آن وضع بهره گرفت ، به ويژه كه در آن گيرودار غياث الدين هم درگذشت . هم در سال 600 هجرى ( 1203 ميلادى ) محمد متصرفات خراسان خويش را باز پس گرفت . در بهار سال 601 هجرى ( 1204 ميلادى ) موفق به توسعهء اراضى خود گشت و بادغيس را غارت كرد و غرامت هنگفتى از هرات ، كه هرگز جزء متصرفات تكش نبوده ، اخذ نمود . در اين هنگام شهاب الدين از هندوستان به خراسان بازگشت و با لشكر خويش يكسره به سوى خوارزم شتافت . محمد به شتاب از مرو بازگشت و مانند اسلاف خويش كوشيد تا دشمنان را با غرقاب كردن اراضى اطراف ، متوقف سازد ، ولى فقط چهل روز ايشانرا متوقف ساخت . خوارزميان در قراسو « 2 » شكسته شدند و پس از آن شهاب الدين گرگانج را محاصره كرد . به گفتهء جوينى « 3 » مردم پايتخت يكدل و يك جهت
--> ( 1 ) - « متون » ، ص 112 - 111 ( جوينى ؛ همچنين در چاپ قزوينى ، II ، 51 ) . ( 2 ) - به گفتهء جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، I ، 474 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس 122 ) - يكى از نهرهاى آمودريا در مشرق پايتخت . در تأليف ابن اثير ( چاپ تورنبرگ ، XII ، 122 ) - « سو - قرا » ذكر شده و ضمنا معنى اين كلمه نيز نقل شده : « آب سياه » . چون نام « الپقرا » ( رجوع شود به ما قبل ، ص حدود 524 ، و 710 ) نيز وجود دارد نمىتوانيم اين ترتيب عجيب كلمات را بالكل محال بدانيم . ولى بهر تقدير باحتمال اقوى بايد هم چنان كه در تأليف جوزجانى آمده « قراسو » قرائت شود . ( 3 ) - نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 117 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 54 و بعد ؛ ميرخواند ( « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 47 - 46 ) .