واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
719
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
( قبيلهاى قپچاقى كه ظاهرا خان نيز بدان تعلق داشته ) . اينان به اطلاع خان رسانيدند كه به هنگام پيكار خوارزمشاه را ترك خواهند گفت . خان از شنيدن اين خبر دلير شد و روز 6 جمادى الثانى ( 19 مه ) « 1 » با خوارزميان وارد جنگ شد . اورانيان صفوف لشكر را ترك گفته باروبنه را غارت كردند . بدين سبب مسلمانان شكست خوردند و بسيارى در پيكار از پاى درآمدند و عدهء بيشترى در بيابان از شدت گرما و تشنگى تلف شدند . خوارزمشاه پس از 18 روز « 2 » به خوارزم بازگشت . تكش باقى سال را در عراق بسر برد . در آخرين روزهاى آن سال خبر نزاع ميان قايرتوقو خان و برادرزادهاش « 3 » الپ درك و اصل شد . الپ درك به جند آمد و از خوارزمشاه استدعاى يارى كرد . تكش رضا داد . قطب الدين محمد فرزند خوارزمشاه از نيشابور وارد خوارزم شد و در ربيع الاول سال 594 هجرى ( ژانويه 1198 ميلادى ) شاهزادهء مذكور به اتفاق الپ درك به دشت لشكر كشيد . خان شكست خورد و « با اعيان و اجناد » اسير شد و همهء ايشان را در ربيع الثانى ( فوريه ) « در سلاسل و اغلال » به خوارزم آوردند « 4 » قوم قايرتوقو خان فرمانبردار الپ درك گشت و وى بىدرنگ مانند سلف خويش به همسايهء ناآرامى براى خوارزم مبدل شد . و سلطان تكش به حكم آنكه « الحديد بالحديد يفلح » - آهن را با آهن بايد شكافت - خان را
--> ( 1 ) - به گفتهء جوينى ( چاپ قزوينى : II ، 35 ) - 6 جمادى الثانى . ( 2 ) - در نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، رقم 15 و در نسخهء خانيكوف 18 منقول است و همچنين در تأليف ميرخواند . ( 3 ) - به گفتهء جوينى ( چاپ قزوينى ، II ، 40 ) - پسر برادر و به گفتهء ميرخواند پسر خواهر . ( 4 ) - جوينى ، چاپ قزوينى ، II ، 41 .