واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

717

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

به بخارا نشان داده بوده ، سپاسگزارى مىكند . در منشور دوم انتصاب بدر الدين به سمت مدرّس و امام و خطيب و مفتى كه پيشتر از طرف صدر برهان الدين شاغل آن مقامات بوده تصويب مىشود « 1 » و دستور داده شده كه در خطبه پس از نام خليفه نام سلطان را آورند « 2 » . در تابستان سال 579 هجرى ( 1183 ميلادى ) خوارزمشاه بارى ديگر با لشكر در خراسان بوده . در آن زمان اوضاع و وقايع از لحاظ غياث الدين صورت نامساعدى پيدا كرده بود . عاصيان مروى ( محتملا سلطان شاه و لشكر وى ) او را سخت زير فشار قرار داده بودند . خوارزمشاه در نامه‌اى كه در آغاز ربيع الثانى ( پايان ژويه ) به سلطان غور فرستاده بوده به لحنى از خود راضى مىنويسد كه غياث الدين ديگر هيچ اميد كمكى جز آنچه از طرف تكش به عمل آيد ندارد و اطلاع مىدهد كه با لشكرى مركب از 50000 ترك حركت خواهد كرد . ظاهرا تكش قصد داشت از وضع دشوار رقيب خويش استفاده كند و برترى خود را در بخش شرقى جهان اسلام تأمين گرداند . در اين سند بر خلاف اسناد ديگر غياث الدين را « برادر » خطاب نكرده بلكه « فرزند » خوانده است و خوارزمشاه به اين وسيله به وضوح نشان داده كه مىخواهد همهء اميران محلى و از آن جمله سلطان غور را تابع خويش سازد « 3 » .

--> ( 1 ) - « متون » ، ص 77 - 76 ( بغدادى ، « كتاب التوسل » ؛ ( چاپ بهمنيار ، 105 - 104 ) ) . ( 2 ) - بغدادى ، « كتاب التوسل » نسخهء خطى ليدن ، شمارهء 285 ، ورق 20 ؛ ( چاپ بهمنيار ، 108 ) . ( 3 ) - بغدادى ، « كتاب التوسل » ، نسخهء خطى ليدن ، شمارهء 285 ، ورقهاى 35 - 36 . ( چاپ بهمنيار ، 200 ) ؛ « متون » ، ص 80 .