واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

715

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

ارسال شده بوده نيز از مردم قپچاق سخن رفته است . در نامهء مورخ به ماه جمادى الثانى گفته شده كه فيران پسر الپ قرا به خويشاوندى با خاندان تكش مفتخر بوده ( ظاهرا از طريق مزاوجت ) . در اينجا اشاره به گزارش خود الپ‌قرا شده كه حاضر است امسال نيز خدماتى را كه در سال گذشته انجام داده ، توانسته بوده نواحى وسيعى را تا خود طراز ( تلس ) از زير يوغ كفار نجات دهد - تجديد كند « 1 » . در نامهء اواسط رجب ( ماه نوامبر ) گفته شده كه در تركستان همچنان افواج تازهء قپچاق سررسيده وارد خدمت خوارزمشاه مىگردند « 2 » . اما راجع به لشكركشى به ماوراء النهر . . . در سند عليحده‌اى سخن رفته ، يعنى نامه‌اى كه در بخارا از طرف تكش نوشته شده و براى وزير به خوارزم ارسال گشته است . خوارزمشاه پس از عبور از آمودريا ( جيحون ) فوجى به بخارا فرستاد . به لشكريان امر شده بود كه مردم صلح‌جو را نيازارند . ولى در حصن شهر « 3 » « گروهى از ظلمهء عاصى و مرتدان گستاخ كه در آن ناحيت باقى مانده و در دام كفر افتاده » گرد آمده بودند . خوارزمشاه بمتابعت از خصلت رحم و مهربانى خويش مدتى مديد لشكريان خويش را از اعمال شدت بازمى - داشته و مىكوشيده تا نافرمانان را قانع و راضى سازد . ولى معلوم شد كه

--> ( 1 ) - « متون » ، ص 80 ( بغدادى ، « كتاب التوسل » ؛ ( چاپ بهمنيار ، 175 ) ( 2 ) - بغدادى ، « كتاب التوسل » ( نسخهء خطى ليدن ، شمارهء 285 ، ورق 32 ؛ ( چاپ بهمنيار ، 180 ) : « مدد ايشان از اقصى تركستان منقطع نشود » ) . ( 3 ) - كلمهء « حصن » در اينمورد به معنى « حصار شهر » به كار رفته . رجوع شود به بارتولد ، « گزارش سفر به آسياى ميانه » ، ص 15 ، حاشيه 8 . در آن زمان بخارا كهن‌دز نداشته ( نرشخى ، چاپ شفر ، 23 ) .