واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
1056
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
ندانست يرليغ خان بزرك را نشان دهد . و همچون كسى كه پناهگاهى مى - جويد به حضور مبارك شاه رفت و اجازه خواست تا كسان خود را گردآورد . چغانيان يورت خاندان پسران يسون توى « 1 » بوده است « 2 » . براق باتفاق برادران خويش مومن و باسار به آنجا رفت . مومن ارشد بود ولى هميشه در مىگسارى روز مىگذرانيد و قادر نبود نقش برجستهاى ايفاء كند « 3 » . براق از چغانيان ، بتدريج بيشتر اميران مبارك شاه را به جانب خود جلب كرد و ماوراء النهر را به تصرف درآورد و شخص مبارك شاه نيز ناگزير تسليم براق شد و براق وى را به سمت « مقدم بارسچيان » خويش منصوب كرد « 4 » . در آغاز سال 663 هجرى ( از ماه اكتبر سال 1264 ميلادى ) براق در اوزگند بر تخت جلوس كرد و همهء
--> - و ارغنه خاتون [ اورقنه ] رعايا را در مقابل تجاوزات لشكريان مغول در آن دوران پر آشوب حمايت مىكرد : « لشكر بر عادت گذشته تاراج و بىراهى مىكردند و مباركشاه چون مسلمان بود نگذاشت كه رعايا را زور رسد » . - تحريريه ) . ( 1 ) - ( يايسو - توى پسر سوم موگوگن [ « تاسيكان » يا ماتيكان ] پسر جغتاى ( رشيد الدين ، چاپ بلوشه ، 169 ) ؛ در متن « ييسوتوا » آمده - تحريريه ) . ( 2 ) - وصاف ، چاپ هامر ، متن ، 134 ، ترجمه 128 ؛ ( هامر به خطا « در حدود چغاتائيان » خوانده است و در ترجمهء : « an der tschagataischen Grenze » نوشته است ؛ چاپ بمبئى ، 67 : « در حدود چغانيان يورت معين داشتند » ) . ( 3 ) - رشيد الدين ، نسخه خطى V GPB ، 3 ، 1 ، ورق 191 ؛ نسخهء خطى GPB درن 289 ، ورق 210 ؛ ( چاپ بلوشه ، 169 ) . ( 4 ) - ( رشيد الدين ، چاپ بلوشه ، 189 ؛ به گفتهء رشيد الدين ، براق شخص مبارك شاه مغلوب را « مقدم بارسچيان » ( شكارچيان كه از بارس [ يوزپلنگ ] استفاده مى كردند ) [ « بارسچيان » را در فارسى « يوزداران » گويند ] معين كرد ) .