واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
1055
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
آيا ارغنه خاتون [ اورقنه ] ( كه زمانى جانب اريغ بوكا را گرفته بود ) زنده بوده است يا نه ، نمىدانيم ، به هر تقدير قبلاى راضى نبود « 1 » كه مبارك شاه بر تخت خانى جلوس كند و پسر عم او براق را علم كرد و به رقابت با وى برانگيخت « 2 » . طبق يرليغ قبلاى قاآن ، مبارك شاه و براق مىبايست متفقا بر اولوس جغتاى حكومت كنند « 3 » . براق چون وارد قلمرو جغتائيان گشت دريافت كه وضع مبارك شاه تا حدى محكم و استوار است « 4 » و بدين سبب لازم
--> - چهارپايان بستد و به لشكر خود داد » ) . رشيد الدين دربارهء نقشهء قتل و غارت مسلمانان سخنى نمىگويد - تحريريه ) . ( 1 ) - ( در نسخهء خطى و . و . بارتولد « ناراضى نبود » نوشته و ظاهرا خطاى قلم است ) . ( 2 ) - ( اكنون ترك شناسان قرائت اين نام را به صورت « براق » ترجيح مىدهند . رجوع شود به رادلوف ، « آزمايشى در لغت نامهء لهجههاى تركى » ، IV ، 1904 ؛ « براق » به معنى سگ جوينده و سگ است » ؛ - baraq » : 31 . Brockelmann , « mittelturkischer Wortschatz , S Lannghaarier Hand , der nach dem Volksglauben aus einemder beiden : « Latzten Eier eines alten adlers entsteht رجوع شود به بوداگوف ، I ، 221 ، ذيل كلمهء « باراق » . از ميان دانشمندان شوروى آ . ن . كونونوف وس . پ . تولستوف و ديگران قرائت اين كلمه را به صورت « براق » پذيرفتهاند . - تحريريه ) . ( 3 ) - رشيد الدين ، نسخهء خطى V , GPB ، 3 ، 2 ، ورق 1087 ؛ در نسخهء خطى V GPB ، 3 ، 1 ، اين جمله افتاده است ؛ ( چاپ بلوشه ، 169 ) . ( 4 ) - ( به گفتهء رشيد الدين ( چاپ بلوشه ، 188 ) ، مبارك شاه پسر قراهلاكو