واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

1050

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

مقارن اين زمان دوران اعتلاى قيدو خان نوادهء جوان اكتاى قاآن

--> - نيست كه حكومت هلاكو زمانى بخارا را هم دربرگرفته باشد . از اصطلاحات « هزاره » و « الغ قول » چنين برمىآيد كه بر خلاف حدس دوسون سخن از افواج مغول در ميان است نه ساكنان بخارا . ( ظاهرا در تعبيرى كه پيشتر ( رجوع شود به حاشيهء قبل ) از متن وصاف نقل كرديم حق با دوسون ( و همچنين بامبرى در « تاريخ بخارا » ، مجلد I ، ص 167 ) مىباشد و وصاف از سرشمارى ساكنان بخارا سخن گفته نه پادگان مغول آن شهر . اصطلاح « هزاره » فقط يك بار ديده شده و در ديگر موارد كلمهء « هزار » به كار رفته يعنى فقط به منظور واحد شمار استعمال شده است اصطلاح « الغ قول » ( كلمه‌ايست تركى كه معنى تحت الفظى آن « مركز بزرگ » لشكر است ) و « دلاى بزرگ » ( مغولى - فارسى ) ممكن است كه نه تنها بر لشكريان خاصه خان بزرگ اطلاق مىشده است ، بلكه همهء اولوس و اموال وى و از آن جمله آدميان تابع وى را هم شامل مىگشته . مىدانيم كه خان بزرگ را « دلاى خان » ( مغولى است كه معنى تحت اللفظى آن « خان اقيانوسى » مىباشد ) مىناميدند . ولى اصطلاح « دلاى » در تأليف رشيد الدين ( چاپ على زاده ، متن ، 513 : « زمين مواضع . . . از اينجوو دلاى و مزارع آبادان و خراب » ) و در كتاب وصاف ( چاپ بمبئى ، 268 ، 336 ، 340 ، 363 ، 404 ، 445 ) بمعنى اموال خاصه خان ( و اموال غازان خان نيز ) ، يعنى اراضى و روستائيانى كه در آن ساكن مىباشند ، آمده است و به موازات اصطلاح « اينجو » كه به همان معنى است ، به كار رفته . ( دربارهء اينكه كلمهء « اينجو » ممكن بود هم به لشكريان تابع و هم اراضى و آدميان تابع خان اطلاق شود ، به تأليف رشيد الدين چاپ كاترمر ، 132 - 130 ، حاشيه 12 رجوع شود . همانجا مستخرجاتى از منابع و مآخذ نيز منقول است ) . در اين مورد بايد اصطلاحات « اينجو » ( مغولى ) و « خاصه » ( عربى - فارسى ) و « دلاى » ( مغولى ) را مترادف دانست . در متن منقول از وصاف به احتمال قوى