واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

990

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

چيزى از اين واقعه نگذشت كه يلواچ بالضروره ماوراء النهر را ترك گفت . در اواخر دوران سلطنت جغتاى مردى چينى ، كه نخست مستخدم پزشك چينى جغتاى بوده و پس از مرگ آن طبيب در خدمت يكى از اكابر مغول به نام قوسوق نويان شبانى مىكرده ، كارش بالا گرفت . روزى جغتاى از قوسوق نويان دربارهء لشكركشيهاى چنگيز خان سؤالاتى كرد . قوسوق - نويان نتوانست به همهء پرسشهاى خان پاسخ دهد و به خانه رفت و از همهء نزديكان خويش استطلاع كرد . چوپان ياد شده از پشت در گفتگوى وى را مىشنيد و به صداى بلند پاسخهاى حضار را تصحيح مىكرد و معلوم شد كاملا از جزئيات لشكركشيهاى چنگيز خان باخبر است . وى را احضار كرده پرسيدند اين مطالب را از كجا دانسته است . وى دفترى را نشان داد كه همهء وقايع مزبور در آن يادداشت شده بوده . قوسوق شاد شد و وى را با دفترش به نزد جغتاى برد . جغتاى كه به آن‌گونه اطلاعات علاقهء وافر داشت از قوسوق نويان خواست كه آن مرد چينى را به او بدهد و وى را در سلك نزديكان خويش در آورد . به زودى مرد چينى قدرت و نفوذ بسيار بهم زد و شخص قاآن [ اوكتاى ] عقل و خردمندى او را ستود و چون از اهميت وى در دربار جغتاى آگاهى يافت ، نام وزير بر او نهاد . وزير مردى بود كوتاه قامت و بد صورت ولى از حيث جسارت و عقل و بلاغت لسان ممتاز بود . در بزم و سور بالاتر از بيشتر اميران مىنشست و در مجلس مشورت سخنان جسورانه مىگفت و حتى روزى به روى زوجه جغتاى بانگ زد كه « تو زنى و در اين امر سخنى براى گفتن ندارى » . بارى ديگر ، بدون اينكه از جغتاى رخصت طلبد عروس او را كه مظنون به نقض اصل وفادارى به شوهر بوده ، سياست نمود و چون جغتاى سبب از او پرسيد گفت : « چرا بايد عروس تو مرتكب اعمال زشت شود و