واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

991

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

شرافت زوجيت ( خان ) را لكه دار كند » . جغتاى اقدام وزير خويش را تصويب كرد . در آن زمان رسم بود كه هر روز سخنان خان را يادداشت كنند و ضمنا خان ، بدين منظور ، غالبا به نثر مقفى سخن مىگفت ( امثال و حكم مىگفت ) . اين وظيفه را در دربار جغتاى وزير وى ايفاء مىكرد و در دربار اوكتاى قاآن شخصى ( مسيحى ) از قوم اويغور بنام چينقاى [ جينقاى ] عهده‌دار اين كار بود . روزى در مجلس بزم و سور هر دو برادر به يارى اين‌گونه امثال و كلمات قصار سخن گفتن آغاز كردند . وزير وظيفه‌دار بود كه سخنان هر دو تن را به ياد سپارد و پس از پايان سور ثبت كند . و اين امر را چنان نيكو انجام داد كه قاآن برترى وى را به جينقاى خويش پذيرفته تصديق كرد . جغتاى كه تحت نفوذ چنين مشاورانى قرار داشت در زمان حيات برادر يرليغى صادر و بخشى از ماوراء النهر را كه جغتاى به يلواچ سپرده بود از دست او بيرون كرد . يلواچ شكوه نامه‌اى به قاآن نوشت . و اوكتاى از برادر توضيح خواست . جغتاى پاسخ داد كه خود را مقصر مىداند و هيچ عذرى براى ابراى ذمهء خويش ندارد . پاسخ خاضعانهء برادر دل اوكتاى را آن‌چنان نرم كرد كه ماوراء النهر را به « اينجوى » جغتاى ضميمه كرد . پس از آن يلواچ به نزد جغتاى رفت . و چون با پذيرائى خشن و رفتار سخت وى روبرو شد وزير را به كنارى خواند و گفت : « من نايب قاآن‌ام چغتاى مرا بىكنكاج او نتواند كشت اگر من از تو شكايت كنم قاآن ترا بكشد اگر كار من تدارك مىكنى فبها و الا در بندگى قاآن ترا ايقاعى كنم و اگر اين سخن در خدمت جغتاى بگوئى هرچند از من پرسند منكر شوم . ترا هيچ گواهى نه » .