واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
988
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
مىداد . برخى از اينان مقتول شدند و باقى گريختند . تارابى به پيروان اجازه داد كه خانههاى ثروتمندان را تاراج و غنايم مزبور را ميان خود تقسيم كنند . اين رفتار وى و دستاندازى و تجاوز به حيات و اموال مسلمانان بعضى از پيروان بىغرض و طمع را از پيرامون او پراكند و از آن جمله خواهرش از او دورى جست و حال آنكه تارابى نخستين موفقيتهاى خويش را مرهون خواهر بود . ولى بديهى است كه غوغاى عوام بيش از پيش براى متابعت از پيشواى خود آماده بود . اسلحه نداشتند . تارابى اعلام داشت كه « حق تعالى ما را از غيب سلاح مىفرستد » . و چيزى نگذشت كه « از جانب شيراز بازرگانى رسيد و چهار خروار شمشير آورد » . زان پس ديگر كس در پيروزى آن پيامبر عالم بر مغيبات شكى نكرد . اكابر و اشراف و مغولان نيروهاى خويش را در نزديكى كرمينه گرد - آوردند و از آنجا روى به بخارا نهادند . تارابى و محبوبى در برابر ايشان صف آرائى كردند و هر دو پيشوا بىسلاح و جوشن در ميان صفوف پيروان خويش ايستاده بودند و به نيروى اعجازنماى خود ايمان داشتند . حتى دشمنان تارابى معتقد بودند « كه هركس در روى وى دست بخلاف بجنباند خشك شود » و « دست به شمشير و تير آهستهتر مىيازيدند » . و چون عاصيان به ايشان حمله كردند مغولان روى به انهزام نهادند . روستائيان قراى مجاور مسلح به بيل و تبر شده « هركس را از آن جماعت كه مىيافتند خاصه عمال و متصرفان را مىگرفتند و به تبر سر نرم مىكردند » . در حدود ده هزار تن از اكابر كشته شدند . ولى پيشواى قيام خود ناپديد شده بود . بدين معنى كه در آن گيرودار تارابى و محبوبى به تير لشكريان مغول كشته شدند و دوستان و دشمنان ايشان از اين واقعه بىخبر بودند . عاصيان دو برادر تارابى - بنام محمد و على - را