واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
702
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
ويران كنند در صدد علاج برآيد . وى در عين حال رسولانى به نزد قرلغان فرستاد و فرمود به ايشان ابلاغ كنند كه حتى كفار قراختائى نيز ، چون آن سرزمين را گشودند از غارت و كشتار خوددارى نمودند « 1 » . و بطريق اولى ايشان كه مسلمان و غازيان راه دين مىباشند ناچار از اين خوددارى مىباشند . وى با اين گفتگوها هشيارى و بيدارى قرلغان را خوابانيد و به خان فرصت داد بناگهان ايشان را مورد حمله قرار دهد و بالكل نابودشان كند . باحتمال قوى در اينجا سخن از واقعهاى در ميان است كه بر اثر لشكركشى ايل ارسلان روى داده بوده ، گرچه شايد هم پس از رفتن ايل ارسلان مصادمهء تازهاى ميان قرلغان و جلال الدين وقوع يافته بوده . اما اينكه تصادم مزبور به نابودى كامل قرلغان نيانجاميد ، خود از عصيان و قيام ايشان در عهد قليچ تمغاج خان مسعود جانشين جلال الدين ، پيداست . از سخنان ابن اثير « 2 » چنين برمىآيد كه در ماه اوت سال 1158 ميلادى ( اواسط تابستان سال 553 هجرى ) يعنى همزمان با لشكر كشى ايل ارسلان ، ابو شجاع فرخ شاه امير ختلان حمله ناكاميابى به ترمذ كرد . محتملا اين حمله به ميل قراختائيان صورت گرفته بوده . دولت خوارزميان در عهد ايل ارسلان در خراسان موفقيتهاى چشمگيرى بدست نياورد . در شهرهاى عمدهء خراسان مبارزه ميان محمود خان و مؤيد الدوله آى ابه ملك الامراى غزان « 3 » جريان داشت . فقط يكى از سران بنام اختيار الدين
--> ( 1 ) - اين سخنان از زبان فرزند صدرى كه بدست قراختائيان مقتول شده بوده بسيار جالب توجه است . ( 2 ) - چاپ تورنبرگ ، XI ، 156 - 155 . ( 3 ) - ابو الحسن بيهقى لقب كامل را نقل كرده ( « تاريخ بيهق » نسخهء خطى موزهء بريطانيا ، ورق a 166 ) و وى را « خسرو خراسان و ملك المشرق » مىخواند .