واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

966

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

رضا داد « 1 » . ظاهرا اين مأموران همان تنماچيانى « 2 » بوده‌اند كه برطبق افسانهء

--> ( 1 ) - « يوآن - شى » ، ترجمهء بيچورين ، 260 ، 265 . ( 2 ) - بنا به تاريخ چينى ( همانجا ، ص 260 ) ، « خان فرمود كه در همه جا داروغتسى [ داروغگان ] معين كنند و مقام وزارت براى گردآورى درآمدها مأمورانى منصوب كرد » . در تاريخ مغولى - چينى ( « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 155 ؛ ( چاپ كوزين ، 194 ) پس از نقل داستان انقياد اقوام مشرق اروپا ، چنين گفته شده است : « او ( باتو ) پس از آنكه در آنجا داروخچيان و تنماچيان براى حفاظت معين كرد ، بازگشت » . به گفتهء پالادى اسقف بزرگ ( همانجا ، ترجمهء كافاروف ، 256 - 255 ، حاشيه ) داروخچين « با كلمهء تنماچى ، بجاى يك اسم ، بطور غير مغروز نوشته شده ؛ گمان مىكنم اشتباها چنين شده » . ظاهرا داروغچى رئيس كل ناحيه و تنماچى تابع او بوده است . به عقيدهء پالادى اسقف بزرگ ( همانجا ، 255 ، حاشيه ) « تنماچىها سرداران مغول بوده‌اند كه فرماندهى افواج مركب از اقوام ديگر [ غير مغول ] را به عهده داشتند ، مثلا افواج كيدانيان و تركان و غيره را . نام سردار از نام افواج ، كه شايد به اسم تنما موسوم بوده‌اند ؛ مأخوذ مىگرديده » [ تنماچى كسى كه فوج دارد ، رئيس فوج است ] . رجوع شود به تبصره‌هاى برزين به چاپ كتاب رشيد الدين ( بخش XV ، 181 ) ؛ در اخبار چينى و ارمنى و گرجى غالبا به كلمهء « تماجى » برمىخوريم ( رجوع شود به ماگاكى ، ترجمهء پاتكانوف ، 30 ) ولى معنى آن چندان روشن نيست . در تأليف رشيد الدين كلمهء « تما » ؟ Tama در مورد لشكريانى كه قبلا براى تسخير و حفظ سرزمين هاى مطيع گسيل گشته بودند ، به كار رفته است . و چون لشكريان مزبور پيشتر وارد محل شده بودند ، بنابراين نويسندگان ارمنى ايشان را لشكريان قديمى مىخوانند . در اخبار چينى نيز مأموريت ايشان همين است ، منتهى شكل كلمه به صورت « تنماچى » درآمده است . بدين طريق « تماچى » سربازانى بوده‌اند كه به « تما » ؟ - Tama يعنى « حفاظت »