واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

883

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كه تاتاران به تصرف درآوردند ولى داستان جوينى دربارهء تخريب زاوه اين گفته را رد مىكند . به هر تقدير لشكريان چژه‌به ( جبه ، يمه ) و سبتاى كمتر از آن بودند كه از خود شحنه‌ها در شهرهاى بزرگى همچون بلخ منصوب نمايند زيرا كه انتصاب شحنه بدون گماردن پادگان مسلما كارى بىمعنى مىبوده . گفتهء جوينى داير بر اينكه مردم نيشابور مكتوبى به خط اويغورى « 1 » و ممهور به مهر سرخ ( آلطمغا ) دريافت داشته بودند به راستى مانندتر است . در مكتوب مزبور به مردم توصيه شده بود در برابر مغولان مقاومت ابراز ندارند و بىدرنگ پس از رسيدن قشون مغول يعنى لشكر چنگيز خان ايلى و اطاعت كنند . بىشك محمد به هنگام ترك نيشابور توانست رد خود را گم كند . در بارهء حركت او به سوى عراق نه فقيهى كه ابن اثير با او صحبت داشته بود خبر داشته ، نه جوزجانى مورخ . سبب آن‌كه مغولان دستجات لشكر خويش را از حومهء نيشابور به اطراف فرستادند همين بوده و ظاهرا مىخواستند دربارهء جهت و مسير فرار سلطان اطلاعاتى بدست آورند . به گفتهء جوينى لشكر سبتاى پس از غارت طوس و برخى شهرهاى ديگر مستقيما از طريق دامغان و سمنان رهسپار رى شد . لشكر چژه‌به [ جبه ، يمه ] نيز پس از تاراج بعضى از بلاد مازندران و به ويژه آمل وارد آنجا گشت . بنا به گفتهء جوينى مردم رى خود ايلى و اطاعت كردند . اما به قول ابن اثير تاتاران بناگهان در ظاهر شهر پديد آمدند و آنجا را به تصرف درآوردند و زنان و كودكان را به اسيرى بردند .

--> ( 1 ) - به گفتهء جوينى ( چاپ قزوينى ، I ، 136 ؛ ، Schefer , « Chrest . per 166 . t . II , pp مقدمهء لشكر مغول نوزدهم ربيع الاول ( 24 مه ) [ 617 هجرى ] « بر در شهر نزديك رسيد » و خود چژه‌به [ جبه ، يمه ] اول ربيع الثانى ( 5 ژوئن ) و اصل شد .