واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

884

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

ابن اثير ظهور ايشان را در ظاهر رى چنين توجيه مىكند كه شايعاتى به سمع ايشان رسيده بود كه سلطان وارد آن شهر شده است . مغولان در رى اطلاع يافتند كه سلطان به همدان عزيمت كرده و متوجه آنجا شدند . و در آن راه « هر شهر و هر قريه را غارت كردند و سوزاندند و ويران ساختند و مرد و زن و كودك را از دم شمشير گذراندند » . به گفتهء ابن اثير سلطان پيش از ورود دشمنان به همدان آنجا را ترك گفت . اما به قول جوينى سلطان با مغولان در راه قزوين به قارون تلاقى كرد ولى ايشان او را نشناختند . مغولان چند تيرى به طرف لشكريان وى انداختند و سلطان را زخمى زدند [ جوينى مىگويد : بارگير او را چند زخم زدند ] ولى مع هذا او بسلامت به قلعه رسيد و مغولان پس از عزيمت سلطان قلعه را محاصره كردند . و چون دانستند كه او در قلعه نيست بيدرنگ رفع محاصره كردند و چند تن از راهنمايان سلطان را در بين راه بازداشتند و پى او را گرفتند . سلطان ناگهان راه خويش را تغيير داد و وارد قلعهء سرجاهان شد . مغولان رد او را گم كردند و راهنمايان ( قلاوزان ) را كشتند و بازگشتند . ديگر اينكه ، بنا به گفتهء نسوى سلطان در جلگهء دولت‌آباد - در اطراف همدان - با دوازده هزار نفر لشكرى در محاصرهء مغولان افتاد و به دشوارى نجات يافت . مغولان بخش اعظم همرهان وى را از پاى درآوردند . بدين طريق در اقصاى غرب متصرفات سلطان اين تنها پيكارى بود كه ميان وى و مغولان وقوع يافت . حتى اگر او مجموع لشكريان چژه‌به [ جبه ، يمه ] و سبتاى را در مقابل مى - داشت ، و حال آنكه اين احتمال ضعيف است ( به گفتهء جوينى فقط لشكر يمه [ جبه ، چژه‌به ] متوجه همدان شده بوده ) ، نيز ، مع هذا نيروى مغولان بيش از قواى وى نمىبود . با اين حال سلطان فقط در انديشهء نجات حيات خويش به يارى فرار بوده و بس .