واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
693
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
احترامآميز با خود به اينسو و آنسو مىبردند « 1 » . غزان چند شهر خراسان و از آن جمله مرو « 2 » و نيشابور را به صورت وحشتانگيزى غارت كردند . اين بار آتسز از مصيبتى كه به سلطان روى آورده بود استفاده نكرد و استقلال خويش را اعلام نداشت ، بلكه در مقام دفاع از حكومت مشروع و قانونى برخاست . وى نخست از كوتوال قلعهء آمو ( آمل ) خواست كه آن موضع مهم را تسليم وى كند « 3 » . مسلما آتسز به اهميت اين محل نيك پىبرده بود ، همچنانكه ارزش جند و منغشلاق را دانسته بوده . تشبثى كه وى براى تصرف آمل به عمل آورد با موفقيت قرين نگشت . خوارزمشاه به ملك خويش بازگشت و لشكركشى عليه « كفار » يعنى قپچاقيان را از سرگرفت . از گفتههاى ابو الحسن بيهقى « 4 » پيداست كه اينالتگين برادر آتسز از اواخر دسامبر سال 1153 ميلادى ( اوايل زمستان 548 هجرى ) تا آغاز پائيز سال 1154 ( 549 هجرى ) مشغول غارت و
--> ( 1 ) - به گفتهء ذيل نويس مجهول « معجم التواريخ » ( به ما قبل ص 77 - 76 رجوع شود ) غزان علامات ظاهرى مقام سلطنت را براى سنجر باقى گذاشتند . ولى خدمتگارانى از خود براى وى معين كردند ( نسخه خطى كتابخانهء ملى ، ورق 348 : « همچنان با خويشتن مىآوردند بر آيين سلطنت الاآنك خدمتكاران از آن خويش نصب كردند » . به گفتهء جوينى ( چاپ قزوينى ، II ، 12 ) و ميرخواند ( « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 10 - 9 ) غزان اين احترام را فقط هنگام روز مرعى مىداشتند و شبها سلطان را در قفسى آهنين محبوس مىكردند . ( 2 ) - رجوع شود به : ژوكوسكى ، « ويرانههاى مرو قديم » ، ص 29 . ( 3 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 103 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 12 ؛ ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 10 . ( 4 ) - « تاريخ بيهق » ، نسخهء خطى موزهء بريطانيا ، ورق b 158 .