واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
875
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
حصهء خويش يعنى غزنه مىرفت و امر مقاومت در برابر مغولان را در آنجا سازمان مىداد ، چه كسى مىتوانست مانع او شود . و اگر جلال الدين و برادرانش در سرنوشت پدر - تا زمان فرار وى به جزيره - شركت جستند ، ظاهرا بدان سبب بود كه ترس از مغولان در نهاد ايشان نيز رخنه كرده بوده « 1 » . خوارزمشاه اندكى بيش از ورود افواج چژهبه [ يمه ، جبه ] كرانههاى آمودريا را ترك گفت و فقط فوجى براى ديدبانى در پنج آب باقى گذاشت . ظاهرا فوج مزبور بسيار ضعيف بوده ، زيرا كه مغولان همچنانكه از سيردريا ( سيحون ) بلامانع عبور كرده بودند از جيحون ( آمودريا ) نيز گذشتند . ابن اثير « 2 » وسيلهء عبور ايشان را چنين وصف مىكند : « ايشان از چوب چيزى شبيه طشتهاى بزرگ آب ساختند و به روى آنها پوست گاو كشيدند تا آب نفوذ نكند و درون آن اسلحه و لوازم خويش را نهادند و اسبان را به آب انداختند و دم آنها را ( بدست ) گرفتند و آن طشتها را به خود بستند ، بطورى كه اسب آدمى را ( بدنبال خود ) مىكشيد و آدمى طشت را كه پر از سلاح و ديگر چيزها بود و بدين طريق همه يك باره از رود عبور كردند » . اينكه مغولان توانسته بودند در كرانهء جيحون ( آمودريا ) آن همه طشت چوبين بسازند - مشكوك و مورد ترديد است . باحتمال اقوى ابن اثير گفتههاى شخصى را كه منبع اطلاع او بوده به درستى نفهميده و مغولان وسيلهء عبور از رودهاى بزرگ
--> ( 1 ) - جوينى يك جا مىگويد ( چاپ قزوينى ، I ، 135 ؛ شفر ، « منتخبات » ، مجلد II ، ص 165 ) كه سلطان از نيشابور جلال الدين را براى حفظ بلخ فرستاد ولى وى به نزد پدر بازگشت زيرا كه از عبور مغولان از رود خبر يافت . ( 2 ) - چاپ تورنبرگ ، XII ، 241 ؛ 12 ، . CMIZO , I .