واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
874
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
فقط بعد از آنكه اخبار موثقى دربارهء ضعف لشكر سلطان بدست آورد به اين اقدام مبادرت ورزيد . اندكى پيش از آن فوج قراختائيان ( مركب از 7000 تن ) و علاء الدين صاحب قندوز « 1 » از لشكر مزبور جدا شده بودند و اخبار دقيقى دربارهء وضع سپاه دشمن براى چنگيز خان آوردند « 2 » . اگر سخنان جوينى را باور كنيم ، اندكى قبل از آن ، خوارزمشاه در لشكرگاه خويش مورد سوء - قصد واقع شده بوده ( رجوع شود به حدود ص 842 ) . سلطان تصميم گرفت به اندرز وزير ركن الدين فرزند خويش كه در عراق حكومت داشت عمل كند و به آن سرزمين رود و در آنجا به گردآوردن لشكر پردازد . به رغم در رفصاحت نسوى « 3 » بايد اين تصميم را كاملا طبيعى دانست . جوينى « 4 » مىگويد كه جلال - الدين مىكوشيد پدر را از اتخاذ چنين تصميمى كه كار مردم ذليل و ضعيف - النفس است منصرف كند و يا آنكه لا اقل كار لشكر به وى ( جلال الدين ) باز گذارد . و گرنه مردم حق خواهند داشت دودمان ايشان را مورد ملامت قرار دهند و گويند كه فقط از اهالى خراج و ماليات مىستانند ولى وظايف معهود يعنى دفاع كشور در برابر دشمن خارجى را انجام نمىدهند . گمان نمىرود كه اين سخنان هرگز گفته شده باشد . اگر جلال الدين در همان زمان به ملك
--> ( 1 ) - وى را علاء الملك نيز مىناميدند ( جوينى ، چاپ قزوينى ، II ، 197 ، 18 ؛ جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، II ، 1023 ، حاشيه ) . ( 2 ) - نسوى ، « سيرت جلال الدين » ، متن 44 - 43 ؛ ترجمه ، 75 . ( 3 ) - همانجا ، متن ، 45 ؛ ترجمه ، 75 . ( 4 ) - نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورقهاى 139 - 138 ، 147 ، چاپ قزوينى ، II ، 107 ، 127 ؛ ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 79 ؛ 243 - 242 . Histoire des Mongols » , t . I , PP » . D ' Ohsson .