واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

870

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

گوناگون و لوازم خانه و غيره در آنجا پيدا شده « 1 » . جزيره به حدى از كرانه دور بود كه تيراندازى و سنگ پرانى با منجنيق بسوى استحكامات آن مقدور نبوده . مغولان اسيران را به دهه‌ها تقسيم كرده در رأس هر دو دهه مردى مغول گماشتند . اسيران مزبور مىبايست از كوههائى كه سه فرسخ با خجند فاصله داشته سنگ بياورند . سواران مغول سنگها را در رود مىافكندند تا سدى بسازند . تيمور ملك « دوازده زورق ساخته بود ، سرپوشيده ، و بر نمد ترگل بسركهء معجون اندوده و دريچها در گذاشته » . « و زخم تير بر آن كارگر نبود » و آتش و نفت نيز . مدافعان استحكامات ، شب هنگام و بامداد پگاه به ساحل مىراندند ، به مغولان شبيخون مىزدند و سد را ويران مىساختند . سرانجام تيمور ملك ناگزير جزيرهء خويش را ترك گفت . محتملا ذخيرهء آذوقه و اسلحه بپايان نزديك مىشده . تا حدى كه اطلاع داريم ، محصوران از هيچ سو انتظار و اميد رسيدن نيروى كومكى نداشتند . دربارهء طول مدت محاصره نيز اطلاعى در دست نيست . تيمور ملك ، شب هنگام ، افراد و باقى « بنه و اثقال و امتعه و رحال » را در هفتاد كشتى كه « روزگريز را معد كرده بود » قرار داده در روشنى مشعلها در جهت پائين رود راند . لشكريان مغول در امتداد هر دو كرانهء رود به حركت درآمده وى را تعقيب كردند . اگر گفتهء مورخ را باور كنيم ، تيمور ملك در آن حال نيز به ايشان حمله مىكرد و « به زخم تير كه چون قضا از هدف خطا نمىكرد ايشان را دور ميبردند » . مغولان قبلا در بناكت « زنجيرى در ميان آب كشيده بودند » « تا كشتىها را حايل باشد » ، ولى تيمور ملك زنجير را دريد و گذشت . چون به حدود بار جنليغ كنت [ در چاپ قزوينى : « بار جليغ » ] و جند رسيد ، اولوس ايدى [ در چاپ قزوينى : « الوش ايدى » ] « لشكر را بر هر دو طرف جيحون به چند جايگاه بداشت » « به كشتيها پل بستند » و منجنيق‌ها نهادند

--> ( 1 ) - آندره‌يف ، « محال تركستان » ، ص 19 .