واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

864

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كشتند و پس از آن مغولان هفت روز شهر را محاصره كردند و سرانجام به حمله تسخيرش نمودند و همهء مردم را از پاى درآوردند . فرزند حسن حاجى مقتول به رياست محل منصوب گشت . جوچى زان پس اوزگند [ در چاپ قزوينى جوينى : اوركند ] و بار چين ليغ كنت [ در چاپ قزوينى جوينى : بار جليغ كنت ] و اشناس را بر سر راه خويش مسخر ساخت . اشناس مقاومت سختى ابراز داشت و [ بقول جوينى ] پادگان آن شهر از « رنود و اوباش بود » . پس از آن جنتمور كه اصلا اونكوت ( تاتاران سفيد ) بود ، و بعدها نقش بزرگى در تاريخ ايران ايفاء كرده براى مذاكره به جند گسيل گشت . پيش از آن لشكر سلطان جند را تخليه كرده ، سالار ايشان قتلغ خان از طريق بيابان به خوارزم رفته بوده . به گفتهء نسوى « 1 » قتلغ خان در رأس ده هزار سوار در شهر كنته ( ينى كنته ) قرار داشته . جنتمور را مردم جند بد استقبال كردند و فقط بعد از آنكه سرنوشت سقناق را به اهالى آن شهر متذكر شد و وعده داد كه مغولان را از جند دور كند ، توانست بازگردد . سركردگان مغول قبلا نمىخواستند كه بىدرنگ عازم جند شوند بلكه قصد داشتند « 2 » در قراقروم به استراحت پردازند . البته منظور نظر پايتخت چنگيز خان در مغولستان نبوده بلكه موضع و مركز قنقليان ( قبچاقان ) كه به همان نام ( قراقروم ) موسوم بوده ، مىباشد . جوينى از اين محل در داستان نخستين مصادمهء سلطان با مغولان ياد كرده است « 3 » .

--> ( 1 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 36 ؛ ترجمه 62 . ( 2 ) - در منتخبات شفر ( 114 . Chrestomatie Persane » , t . II , P » ) بايد بجاى « نبود » « بود » خوانده شود ( « در نسخهء خطى خانيكوف و چاپ قزوينى ، I ، 69 ، « بود » است ) . ( 3 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 136 ( چاپ قزوينى ، II ، 101 ) : « قراقورم كه موضع اقامت قنقليان بود » .