واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
831
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
استفاده كرده . عمل حاكم را پرده پوشى كند ، زيرا كه قادر نبود با فرقهء لشكريان درافتد و به مبارزه برخيزد . بنا به گفتهء ابن اثير ، حاكم فقط دربارهء ورود بازرگانان و مقدار اموال ايشان سلطان را مطلع ساخت . و سلطان بيدرنگ فرمود تا بازرگانان را هلاك سازند و اموال آنانرا به نزد وى فرستند . كالاها به تجار بخارى و سمرقندى فروخته شد . و سلطان پولى را كه از فروش آنها بدست آمده بود تصاحب كرد . بنا به گفتهء جوينى ، اينالجق از طرز رفتار يكى از بازرگانان كه اصلا هندو بوده و در گذشته حاكم را مىشناخته و بطور خودمانى بنام ، بدون ذكر لقب خانى ، خطابش مىكرده رنجيده خاطر بوده است . غضب و عصبيت شخصى و طمع تصرف اموال بازرگانان حاكم را برانگيخت كه ايشان را بازداشت كند ، و در نامهاى كه به سلطان نوشته به عراق ( ؟ ) ارسال كرده بوده « 1 » جاسوسشان بخواند . سلطان فرمود تا بقتلشان رسانند و اموالشان را تاراج كنند . جوزجانى « 2 » در دو جا از قتال اترار سخن مىگويد و در هر دو مورد حرص و طمع حاكم را سبب آن مىداند ، ولى اشاره مىكند كه وى از سلطان اجازه دريافت داشته بوده . وى در يك مورد مىگويد كه اموال براى محمد ارسال شده بوده . بطوريكه مشهود است ، در هيچ يك
--> ( 1 ) - جوينى ، چاپ قزوينى ، I ، 61 . جوينى نيز در تاريخ خوارزمشاهيان خويش ( چاپ قزوينى ، II ، 99 ) مىگويد كه محمد پيام غاير خان را به هنگام باز - گشت از عراق دريافت داشت و به گفتهء حمد اللّه مستوفى قزوينى ( « تاريخ گزيده » ، چاپ براون ، متن ، 496 ) در همدان . ولى اين گفته با ديگر اخبار مطابقت ندارد و به ويژه با داستان مشروحى كه نسوى آورده جور درنمىآيد . ( 2 ) - ترجمهء راورتى ، I ، 272 ( در چاپ ناسائو - ليس نيست ) ؛ II ، 967 . ( چاپ ناسائو - ليس ، 337 ) .