واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
818
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
در كنار شخصيتى همچون چنگيز خان ، بديهى است ، كه خويشاوندان وى نفوذ و تأثيرى در امور نداشتند و فقط مىتوانستند مجرى ارادهء نابغهاى كه در رأس امپراطورى بوده ، باشند . مع هذا چنگيز خان تابع رسم و عادت مردم بوده و در زمان حيات حصههائى براى پسران و ديگر خويشاوندان خود معين كرد . چون در سال 1207 « 1 » و 1208 ميلادى « 2 » « اقوام جنگلنشين » كه سرزمين واقع ميان سلنگا وينىسئى و حوضهء رود اخير الذكر را اشغال كرده بودند مطيع و منقاد گشتند ، نخست جوچى فرزند ارشد چنگيز خان حصهء خويش را دريافت كرد . جوجى صاحب « همهء اقوامى كه در جنگلها مىزيستند و از عشيرت شيبير در جنوب بودند » گشت و پدر همهء اين اقوام را به او هديه كرد « 3 » . رشيد الدين « 4 » سرزمين ايبير - شيبير را در شمال شرقى ملك قرقزان مىداند كه رود آنگارا آن دو ملك را از يكديگر جدا مىكرده . ظاهرا رسم مغولان
--> ( 1 ) - افسانهء بهادران ( « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 142 - 141 ) و رشيد - الدين ( چاپ برزين ، بخش XV ، ( متن . 13 ، 168 ) ؛ ترجمه ، 9 ، 113 - 112 ) انقياد قرقزان را مربوط به اين سال مىدانند . ( 2 ) - اويراتها در اين سال مطيع و فرمانبردار شدند ( رشيد الدين ، چاپ برزين ، بخش XV ، ( متن ؛ 14 ) ؛ ترجمه ، 10 . ( 3 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 132 ؛ ( چاپ كوزين ، 174 - 175 ) . ( 4 ) - رشيد الدين ، چاپ برزين ، متن ، بخش VII ، 168 ؛ ترجمه ، بخش V ، 130 . كلمهء « ايبير - شيبير » ( كه كلمهء « سيبريا » « سيبير » از آن مأخوذ است ) در تاريخ چين ( « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 235 ، حاشيه ، « Bretschneider , « Researches ) 37 . vol . II , p نيز ديده مىشود .