واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

817

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

چنگيز خان به رغم نزديكى خويش با نمايندگان فرهنگ و تمدن ، به كيش شمنان وفادار ماند ، و چون ادارهء امور لشكرى و كشورى را مرتب كرد ، شخصى را براى ايفاى شغل « بيكى » نيز منصوب نمود . مقام « بيكى » مدتها پيش از دوران چنگيز خان وجود داشته و ظاهرا اين كلمهء بمعنى سرور روحانيان بوده و عاليترين مقام ذى نفوذ دينى شمرده مىشده . بزرگى كه سالمندترين فرد قبيلهء بارين بوده و به اين مقام انتصاب يافته دستورى به شرح زير دريافت داشته بود : « بر اسب سفيد سوار شو و لباس سفيد به تن كن و در ميان جمع در بالاترين مقام جلوس كن . سال و ماه نيك را برگزين و بگذار داورى را محترم و بزرگ دارند » و تعبير اين سخن توسط اسقف بزرگ پالادى چنين است كه : « بگذار همان‌گونه كه تو تصميم مىگيرى رأى تو را محترم بشمارند » « 1 » . همين كلمهء « بيكى » در القاب برخى از سلاطين ، مثلا فرمانروايان مرگيت « 2 » و اويرات « 3 » نيز ديده مىشود .

--> ( 1 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 123 - 122 ، 229 - 228 ، حاشيه ؛ ( چاپ كوزين ، 166 ) . ظاهرا رشيد الدين نيز از همين شخص ياد كرده ، منتها اشتباها كلمهء « بيكى » را اسم خاص پنداشته است ( چاپ برزين ، ترجمه ، بخش 5 ، 198 ) . ( 2 ) - رشيد الدين ، چاپ برزين ، متن ، بخش VII ، 92 : ترجمه ، بخش V : 72 . ( 3 ) - همانجا ، متن ، بخش VII ، 101 ؛ ترجمه ، بخش V ، 79 ؛ « افسانهء نهان » ترجمهء كافاروف ، 131 . ظاهرا كلمهء « بيكى » همان لقب « بيگه » يا « بيگى » كه در مورد شاهدختان به كار مىرفته نمىباشد ( رشيد الدين ، چاپ برزين متن ، بخش VII ، 127 و بعد ، ترجمه ، بخش . V 101 - 100 ؛ « افسانهء نهان » ترجمهء كافاروف ، 228 ) . ( در بارهء اين لقب رجوع شود به : 51 - 49 . Pelliot , Notes sur le Turkestan , Pp قرائت درست‌تر اين كلمه « بكى » ( يا « بگى » ) مىباشد . - تحريريه ) .