واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

811

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

شك اين كلمهء يونانى را ( كه سوريان اخذ كرده بودند ) مانويان به اويغورستان آورده بودند . ميان بودائيان و مسيحيان اويغور ، تا حدى كه اطلاع داريم ، ضديت دينى وجود نداشته ، گرچه نستوريان اقداماتى به عمل مىآوردند كه كس ايشان را با بودائيان اشتباه نكند و بدين منظور از به كار بردن زنگ خوددارى مىنمودند و به هنگام دعا و عبادت دستها را به يكديگر متصل نمىكردند بلكه هم‌سطح سينه به طرف جلو دراز مىكردند « 1 » . به هر تقدير احساسات ملى نيرومندتر از عواطف دينى بوده است . مثل چينقاى كه اويغورى بود مسيحى از كوركوز [ گرگوز ]

--> - ( توئين ) قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) به معنى « راهب بودائى » ديده مىشود . جوزجانى ( ترجمهء راورتى ، II ، 1157 ؛ چاپ ناسائو - ليس ، 401 ) دربارهء ايشان مىگويد : « زهاد كفار چين و بت‌پرستان ( بودائيان ) تنكوت و طمغاج كه ايشانرا توينان مىگويند بر كيك استيلا يافتند » . در چاپ ناسائو - ليس ، به سبب اشتباه ناشران همه‌جا به‌جاى « توين » « نوين » قرائت و چاپ شده است . در ترجمهء راورتى « tuni » منقول است . كراكوس گنجوى ( « تاريخ مغولان از روى منابع ارمنى » ، II ، 107 ) مىنويسد : « در ميان تاتاران قوم توئينان زندگى مىكند كه همه ساحر و جادوگرند و به يارى نيروئى شيطانى اسبان و شتران و بتان نمدين را به سخن گفتن وامىدارند . همهء ايشان كاهنانند و سر و ريش را مىتراشند و رشته‌هاى زرد بر سينه مىآويزند . همه چيز را مىپرستند به ويژه شاكمونى و مادرين را » ( يعنى بودا شاكيامونى و ماىترى را ) . - تحريريه ) . ( 1 ) - روبروك ، چاپ ميشل - رايت ، 284 - 283 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 106 - 107 ) .