واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
810
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
گرفته باشند نه از مانويان . نشانههاى مشخصترى از نفوذ مانويان در فرضيهء سرگى ارمنى ( كه در دربار مغولان خويشتن را زاهد قلمداد مىكرده ) در پيدايش مشهود است . وى از روبروك پرسيده بود : « مگر ابليس در روز اول از چهار كشور جهان خاك نياورد و از گل جسم آدمى را نساخت و خداوند روح بدان ندميد » « 1 » . مسلما سرگى كه بالكل فاقد معلومات كتابى بوده اين سخنان و تعاليم را در آسياى ميانه شنيده بود . بودائيان اويغورى مانند بودائيان مغولى كنونى كتب مقدسهء خويش را « نومى » مىخواندند « 2 » . بى -
--> ( 1 ) - روبروك ، چاپ ميشل - رايت ، 332 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 137 ) . ( 2 ) - « كوتادگوبيليك » ، چاپ رادلوف ، بخش I ، ص XLVII ؛ رادلوف ، « در موضوع اويغوران » ، ص 60 ؛ جوينى ، چاپ قزوينى ، I ، 44 . اصطلاح « نوميان » هرگز وجود نداشته . قرائت نسخ خطى گواه بر آن است كه منظور كلمهء « توينان » بوده و بطورى كه مىدانيم اكنون نيز در مغولستان روحانيان بودائى را به اين نام مىخوانند . در قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) اين اصطلاح بسيار رايج بوده است ( جوزجانى ترجمهء راورتى ، II ، 1157 ) . در چاپ متن جوينى نيز اين كلمه به صورت « توينان » قرائت و پذيرفته شده ( چاپ قزوينى ، I ، 44 ) . در تأليف عوفى ( « متون » ، ص 83 ) از قول شقيق بن ابراهيم بلخى كه در پايان قرن هشتم و آغاز قرن نهم ميلادى ( سوم هجرى ) مىزيسته ، منقول است كه وى در تركستان با كاهنى بودائى كه لباس سرخ به تن داشته ملاقات كرده بوده . ضمنا گفته شده كه كاهنان مزبور به زبان چينى [ ختائى ] ( محتملا به زبان قراختائيان ) « توينان » ناميده مىشدند و در هندوستان ايشان را sthavira مىخواندهاند ( توضيح اين كلمه را مديون س . ف . اولدنبورگ مىباشم ) . ( اصطلاح « توين » در تأليفات مؤلفان ايرانى ( به شكل « توين » ) و ارمنى