واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
682
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
استوار ساخت و در فرونشاندن قيام طغرل تگين پسر اكنجى كه تركان را به آن سرزمين خوانده بود ، ياريش كرد . به گفتهء ابن اثير « 1 » محمد به عدالت حكومت كرد و از دانشمندان حمايت نمود . به گفتهء جوينى وى هماره خدمتگزار وفادار سنجر بوده ، در تمام مدت سلطنت خويش « يك سال خود به خدمت درگاه سنجرى آمدى و يك سال پسر خود آتسز را بفرستادى » . آتسز در سال 521 يا 522 هجرى ( 1127 يا 1128 ميلادى ) « قايم مقام او شد » و وى مؤسس حقيقى دودمان مقتدر خوارزمشاهيان بوده . او و جانشينانش با جدى غريب و مهارت فوق العاده ، با توسل به همهء وسايل ، بسوى هدف خويش ، يعنى تأسيس دولتى مستقل و نيرومند پيش مىرفتند . آتسز در نخستين سالهاى سلطنت ، خدمتگزار وفادار و تابع سنجر باقى ماند و در لشكركشيهاى وى و از آن جمله در لشكركشى به ماوراء النهر شركت جست « 2 » ، ولى در عين حال به تقويت مبانى قدرت و حكومت خويش توجه خاص داشت و بدين منظور به مطيع ساختن صحرانشينان همجوار همت مىگماشت . وى براى وصول بدين مقصود جاهائى را كه در زندگى صحرانشينان واجد اهميت بيشترى بوده ، به ويژه جند - يعنى بخش سفلاى سير دريا [ سيحون ] و شبه جزيرهء من غشلاق را - اشغال كرد « 3 » . از جند « به اعماق تركستان » لشكر كشيد
--> ( 1 ) - چاپ تورنبرگ ، X ، 183 ( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 100 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 4 ؛ ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاهيان » چاپ دفرمرى ، 2 . ( 3 ) - ياقوت نيز از تسخير من غشلاق بدست آتسز سخن مىگويد ( معجم ، IV ، 670 ) . به گفتهء ابن اثير ( چاپ تورنبرگ ، X ، 183 ) آتسز در زمان حيات پدر خود من غشلاق را فتح كرد . [ اين كلمه با املاى « منقشلاغ » ( جوينى ) و « منك كشلاغ » ( وصاف ) نيز ديده شده ]