واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
669
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
را كه در روز در بازار از حوض آب مىنوشيده از شهر بيرون مىكرد . در نظر او مراعات قواعد ادب نخستين وظيفهء صوفى بوده است . در سال 509 هجرى 16 - 1115 ميلادى شيخ به تير يكى از « مفسدين » هلاك شد « 1 » . برغم مراتب فوق در عهد اين سلطنت نيز مبارزه با روحانيان متوقف نگشت . ابو اسحق ابراهيم بن اسماعيل پسر امام صفار كه در زمان شمس الملك اعدام شده بود ( به ص 61 - 660 رجوع شود ) مانند پدر « از مجامله پرهيز مىكرد و از اعمال ناپسند سلاطين پرده برمىداشت و نسبت به پادشاهان سختگير بود » سنجر ناگزير وى را بهخاطر آرامش ملك به مرو فرستاد « 2 » . ارسلان خان در پايان دوران حيات دچار فلج گشت و ناچار فرزند خويش نصر را در حكومت شريك كرد . عليه امير جوان توطئهاى به عمل آمد كه رئيس روحانيان ، فقيه و مدرس ، علوى اشرف بن محمد سمرقندى و رئيس شهر سمرقند در رأس آن قرار داشتند . شبانه به هنگام غيبت ارسلان خان ، نصر كشته شد « 3 » . پدرش از سنجر يارى طلبيد و در عين حال فرزند ديگر خويش احمد را فراخواند « 4 » . فقيه
--> ( 1 ) - « متون » ، ص 171 - 170 ( كتاب ملازاده ) . ( 2 ) - همانجا ، ص 62 ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الصفار » ، ورق b 353 ) . ( 3 ) - در يكجا ( ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، x I ، 54 ) گفته شده است كه نصر خود در توطئه شركت داشته و به امر پدر خويش مقتول گرديد . ( 4 ) - نام اين شاهزاده در تأليف ابن اثير نيامده ، ولى محتملا سكههائى كه بنام قدر خان احمد ضرب شده به وى تعلق دارد ( ماركوف ، « فهرست تملكات » ، ص 275 - 276 ) ؛ راوندى ( مستخرجات ، چاپ شفر ، 32 ( چاپ اقبال 169 ) ) و بندارى ( چاپ هائوتسما ، 264 ) خان سمرقند را احمد مىنامند و وى را با ارسلان خان اشتباه مى كنند و اين خود مؤيد نظر فوق است .