واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
670
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و رئيس به پيشواز او رفتند . خان جوان بىدرنگ فرمود تا ايشان را فروگيرند فقيه در همان آن اعدام شد . بنا به يكى از گفتههاى ابن اثير « 1 » ، بدينطريق آرامش مجددا برقرار شد ، بطورى كه ديگر به يارى سنجر نيازى نبود و ارسلان خان از اينكه به سلطان مراجعه كرده پشيمان گشت . ابن اثير جاى ديگر مى - گويد « 2 » كه سنجر قرلغان « * » ، را كه عليه خان قيام كرده بودند شكست داد . بهر تقدير ميان سلطان - كه لشكريانش وارد ماوراء النهر شده بودند - و امير آن سرزمين نزاع درگرفت . و سنجر هنگام شكار 12 نفر را بازداشت كرد كه در بازجوئى اعتراف كرده گفتند كه از خان پول گرفته قصد كشتن سلطان را داشتهاند . پس از آن سلطان سمرقند را محاصره كرد . روحانيان ، محتملا به خواست خان ، نامهاى به سلطان نوشته از ملك خويش طرفدارى كردند . پاسخى كه از طرف سنجر به « امامان و شاهزادگان و بزرگان و اعيان » سمرقند نوشته شده به دست ما رسيده است . سلطان اظهار شگفتى مىكند كه روحانيان « به كسى كه خدا سرنگونش كرده و همهء وسايل قدرت از وى سلب شده و از تأييد الهى محروم گشته و خداوند جهان و ظل اللّه و مأمور خليفه خلعش كرده ، اطاعت مىكنند » . زان پس سلطان مىنويسد كه وى خود او را از حضيض ذلت بر - آورد و بر تخت مستقر ساخت و رقيبان وى را به خراسان تبعيد كرد و در ظرف مدت 17 سال به لشكر او را يارى كرد . و در اين ميان خان بد حكومت كرد و اخلاف پيامبر را رنجاند و خاندانهاى قديمى را نابود ساخت و به سوءظن محض مردم را اعدام كرد و اموالشان را ضبط نمود . حدس زده مىشود كه
--> ( 1 ) - چاپ تورنبرگ ، x ، 466 - 465 . ( 2 ) - همانجا ، x I ، 55 - 54 . * [ اين كلمه به صورت « قارليغ » و « قرلق » و خلخ و خرلق غيره نيز ديده شده . مترجم . ] .