واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
652
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
اين مبارزه است سخن خواهيم گفت . دريغا كه منابع ما علل اين تصادمات را معلوم نمىكنند . نخستين خانان ترك ، چنان كه پيشتر مشهود افتاد ، واقعا پرهيزگار بودند و ضمنا البته ، شيوخ و ديگر زهاد را بيش از علماى رسمى دين مورد احترام قرار مىدادند . در ايران يكى از اين شيوخ متنفذ ابو سعيد مهنوى معروف بود كه ، اگر به سخن نويسندهء تذكرهء حيات وى اعتمادى باشد « 1 » ، سلجوقيان در آغاز مبارزهء خويش عليه غزنويان به زيارت او آمدند . از يكى از داستانهاى عوفى « 2 » چنين نتيجه توان گرفت كه شيخ ابو سعيد بعدها زندگى زاهدانهاى نداشته بلكه برعكس « همچون سلطانى » روزگار مىگذرانده است . وى از اين رهگذر در نقطهء مخالف شيخ ديگر ، يعنى ابو الحسن خرقانى قرار داده شده است . ولى شيخ ابو الحسن خرقانى زهد خويش را به چيزى نشمرده و اعتراف مىكرد كه امر خدا را هم در لباس ژنده و هم در رخوت فاخر مىتوان انجام داد . شيخ ابو سعيد نيز نسبت به نمايندگان علم مثبت همين روش مدارا و تحمل را مرعى مىداشت . به گفتهء حمد اللّه مستوفى قزوينى « 3 » شيخ گفتگوئى با ابن سينا داشته و پس از آن گفته « آنچه من مىبينم او ميداند » و فيلسوف نيز دربارهء شيخ گفت : « آنچه من مىدانم او مىبيند » . اين نظر شيخ نسبت به حكيمى كه آنچنان منفور علماى سنتى و « مذاهب حقه » بوده « 4 » واقعا شايستهء توجه است . شيخانى كه قراخانيان با ايشان تماس داشتند . ظاهرا اين
--> ( 1 ) - ابن المنور ؛ چاپ ژوكوسكى ، 206 . ( 2 ) - « متون » ، 97 ؛ ابن المنور ، چاپ ژوكوسكى ، 188 . ( 3 ) - « متون » ، ص 153 ( از « تاريخ گزيده . در چاپ براون نيست ) ؛ رجوع شود به ابن المنور ، چاپ ژوكوسكى ، 252 . ( 4 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، I X ، 310 .