واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
653
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
چنين مسالمتجو بودهاند . بنا به گفتهء ابن اثير « 1 » ، طمغاج خان ابراهيم بسيار پرهيزگار بود . حتى نصر پدر وى زاهدى گوشهگير بوده است « 2 » . شخص طمغاج خان هرگز بدون اينكه از فقيهان استفتا كند پول نمىگرفت ( يعنى مالياتهاى جديد وضع نمىكرد ) . احترام وى به روحانيان به حدى بود كه چون داعى ابو شجاع علوى روزى به وى گفت : « تو شايستهء پادشاهى نيستى » ، خان در كاخ خويش را بست و تصميم گرفت از تختوتاج امتناع كند . مع هذا مردم وى را قانع كردند كه داعى خطا كرده و توجهاتى كه خان به رعايا دارد خود سخنان وى را رد مىكند . در داستانهاى عوفى طمغاج خان « بزرگ » « 3 » همچون سلطانى عادل و كامل معرفى شده است . داستانهاى مزبور از جنبهء لطيفهگوئى و افسانهپردازى خالى نيست ، ولى از روى آن مىتوان نظر خلايق را نسبت به سلطنت طمغاج خان كه به هرتقدير اميرى برجسته بوده درك كرد . عوفى « 4 » احكام كتبى خان را نيز نقل مىكند . بنابراين قراخانيان ، ظاهرا از سلجوقيان باسوادتر و تحصيل كردهتر بودند و اين خود طبيعى است ، زيرا كه در تركستان شرقى ، بىشك ، تحت تأثير تمدن چين - لااقل از طريق تمدن اويغورى - قرار گرفته بودند . در
--> ( 1 ) - همانجا ، 212 - 211 . ( 2 ) - رجوع شود به داستانهاى طنزآميز جمال قرشى ، دربارهء نصر ( « متون » ، ص 135 - 133 ) . ( 3 ) - همانجا ، ص 87 - 84 . ( 4 ) - همانجا ، ص 87 .