واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

586

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

آن را دارد زيرا در صورت خلاف خود و كشور را نابود خواهد كرد . اعيان دولت از تصويب تصميم وى امتناع كردند و از كاخ برون رفتند و علم برافراشتند و سلاح از نيام بيرون كردند . و سخنان درشتى بر زبان آوردند ( محتملا دربارهء مأمون و محمود ) . مأمون خواست ناراضيان را آرام كند و اعلام داشت كه هيچ تقاضائى از او به عمل نيامده و فقط مىخواسته است وفادارى ايشان را بيازمايد . زان پس بيرونى « به زبان زر و سيم » اعيان دولت را راضى كرد كه توبه كنند و بخاطر گستاخى خويش از سلطان پوزش طلبند . خوارزمشاه در عين حال به اندرز بيرونى وساطت خويش را به قراخانيانى كه با يكديگر در جنگ بودند پيشنهاد كرد و ميان ايشان صلح برقرار كرد و با آنان عهد اتحاد بست . محمود چون از اين واقعه مطلع شد رسولانى به نزد « خان و ايلك » فرستاد و ناخشنودى خويش را اعلام داشت . ايشان پاسخ دادند كه خوارزمشاه را دوست و داماد محمود مىشمرده‌اند و چنان‌كه محمود خود قبلا خواسته بوده پيمان با وى را فقط همچون متمم عهدنامه‌اى كه با سلطان منعقد كرده بودند محسوب داشته‌اند . و اگر ميان سلطان و خوارزمشاه سوءتفاهمى وجود دارد حاضرند براى اصلاح ميان آنها وساطت كنند . اين پيشنهاد بىپاسخ ماند . قراخانيان خوارزمشاه را از رسالت فرستادگان محمود مطلع ساختند . و وى به ايشان پيشنهاد كرد كه چند گروه جنگجو از اكناف به خراسان فرستند تا به جنگهاى چريكى پردازند ولى مردم مسالمت‌جو و عادى را زيانى نرسانند و اين لشكركشى را همچون وسيله‌اى براى استقرار صلح بشمارند . قراخانيان از ارسال كمك مسلح براى خوارزمشاه جدا امتناع ورزيدند ولى پيشنهاد وساطت را تجديد و تكرار كردند و مأمون نيز پذيرفت . در زمستان سال 407 هجرى / 17 - 1016 ميلادى محمود در بلخ رسولان خان