واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

587

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

و ايلك را به حضور پذيرفت و با پاسخ محترمانه‌اى بازگرداند و گفت كه هيچ اختلاف‌نظر جدئى بين وى و خوارزمشاه وجود نداشته و آن‌چه بوده به وساطت قراخانيان رفع شده . براثر اين پيش‌آمد مأمون نامهء جالب‌توجه زير را از طرف سلطان دريافت داشت : « مقررست كه ميان ما عهدوعقد بر چه جمله بوده است و حق ما بر وى تا كدام جايگاهست و وى درين باب خطبه ، دل ما نگاه داشت كه دانست كه مآل آن حال او را بر چه جمله باشد ، و ليكن نگذاشت قومش و نگويم : حاشيت و فرمان بردار ( برين جمله بايد ) ، چه حاشيت و فرمانبردار نباشد كه فراپادشاه تواند گفت : « كن‌ومكن » ، كه اين عجز و نياز پادشاه را باشد و در ملك و خود مسلط و مستقل نبود ؛ از ايشان پيچيدم و ما مدتى دراز ، اينجا ببلخ مقام كرديم ، تا صدهزار سواره و پياده و پيلى پانصد ، اين شغل را آماده شد ، تا آن قوم را ، كه چنان نافرمانى مىكنند و بر رأى خداوند خويش اعتراض مىنمايند ماليده آيد و بر راه راست بداشته آيد و نيز امير را ، كه ما را برادر و داماد است ، بيدار كنيم و بياموزيم كه : اميرى چون بايد كرد ، كه امير ضعيف به كار نيايد ، و اكنون ما را عذرى بايد واضح ، تا از اينجا سوى غزنين بازگرديم و از اين دو سه كار ، يكى ببايد كرد . يا چنان بطوع و رغبت ، كه نهاده بود ، خطبه بايد كرد و يا نثارى و هديه‌اى تمام بايد فرستاد ، چنان كه فراخور ما باشد ، تا در نهان باز نزديك وى فرستاده آيد ، كه ما را بزيادت مال حاجت نيست و زمين و قلعهاى ما بدردند ، از گرانى بار زر و سيم و اگرنه : اعيان و ائمه و فقها را از آن ولايت ، پيش ما باستغاثه فرستد ، تا با چندان هزار خلق كه آورده آمده است ، بازگرديم » .