واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
504
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
مقدسى « 1 » فهرستى از اشياء صادراتى شهرهاى مختلف نقل كرده كه تصوير بالنسبة كاملى از رونق و شكفتگى صنايع تكميلى و بازرگانى ماوراء النهر به شرح زير رسم مىكند : « اما راجعبه كالاها - چيزهاى زير صادر مىشود : از ترمذ صابون و انقوزه Asa Foetida از بخارا ، منسوجات نرم ، سجاده ، قالى ، پوشش كف مهمانسراها ، فانوسهاى مسين ، پارچههاى طبرستانى ، تنگ اسب ، كه در محبسها ساخته مىشده ، منسوجات اشمونينى « 2 » ، دهنيات ، پشم گوسفند ، روغنى كه به سر مالند ؛ از كرمينيه - دستارچهها ؛ از دبوسى و و دار ، منسوجات و دارى كه گوئى يك پارچه باشد ؛ شنيدم كه يكى از سلاطين در بغداد اين منسوجات را منسوج ابريشمى خراسانى مىخوانده « 3 » ؛ از ربنجن - بالاپوش زمستانى از پشم قرمز « 4 » ، سجاده ، ظروف قلعى ، چرم ، كنف محكم و گوگرد ؛ از خوارزم پوستينه سمور و قاقم و خز و پوست درخت قان و كلاههاى بلند و سريشم ماهى و دندان ماهى « 5 » و روغن كرچك و عنبر و پوست اسب دباغى شده ،
--> ( 1 ) - مقدسى 326 - 323 . ما فقط آنچه مربوط به بلاد ماوراء النهر بوده از فهرست مزبور اخذ كرديم . رجوع شود نيز : ابن رسته ، چاپ خولسون ، 181 - 180 ؛ « Handelsartikel » ، Jacob به نظر من شخص اخير الذكر گفتهء خويش را - داير بر اينكه « ابوز » « قرقى » معنى مىدهد نه « شاهين » ثابت نكرده است . ( 2 ) - مأخوذ از نام شهر اشمونين در مصر ( استخرى ، 53 ) ( 3 ) - رجوع شود به نظر ابن حوقل دربارهء منسوجات و دار ( 403 ) ؛ همچنين : بكر ، Dibadj ( 4 ) - دربارهء منسوجات پشمى ربنجن حتى طبرى ياد كرده ( II ، 1249 ) . ( 5 ) - شايد دندان شيرماهى بوده : كلمات « دندان ماهى » به اين معنى در فهرستهاى روسى ديده شده . ( رجوع شود به III , PDTS ، 304 - 303 ) ؛ به زبان تركى « باليغ تينشى » ؛ رجوع شود به : ساموئيلويچ ، « تيش » ، ص 1278 .