واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

484

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

ايشان قرائت كرد « 1 » . براثر اين اقدام رسولى از طرف وى با هدايا و منشور ماوراء النهر نزد عمرو به نيشابور رفت . عمرو با تمسخر هداياى اجبارى امير المؤمنين را پذيرفت . رسول خلعتهاى ارسالى خليفه را در برابر عمرو نهاد . عمرو خلعتها را يكى پس از ديگرى پوشيد و هربار به هنگام پوشيدن هريك علىحده ابراز سپاسگزارى كرد . سرانجام رسول منشور ماوراء النهر را پيش عمرو نهاد . عمرو گفت : « با اين منشور چه كنم ؟ اين ناحيه را جز به يارى صد هزار شمشير آخته از دست اسمعيل نتوان بيرون كرد » . رسول پاسخ داد : « تو اين را خواستى . اكنون خود دانى ( كه چه بايد كرد ) » . عمرو منشور را گرفت و بوسيد و بر سر نهاد و آنگاه در پيش خود گذاشت . پس از آن رسول از آنجا رفت . عمرو فرمود تا به وى و همراهانش 7000 درهم بدهند « 2 » . جريان جنگ ميان اسمعيل و عمرو را به چندگونه نقل كرده‌اند . به گفتهء طبرى « 3 » اسمعيل نخست از عمرو خواست از نيت خويش سر باززند و وى را ( اسمعيل را ) به فرمانفرمائى ماوراء النهر باقى گذارد ، ولى عمرو همهء پيشنهادهاى او را بالقطع رد كرد . و فقط بعدها كه لشكريان اسمعيل در حوالى بلخ سپاهيان عمرو را محاصره كردند نقش‌ها عوض شد و اين بار اسمعيل از قبول پيشنهاد صلح عمرو سر باززد . به گفتهء نرشخى عمرو چون منشور خليفه را دريافت داشت از احمد بن فريغون امير گوزگان و ابو داود امير بلخ « 4 »

--> ( 1 ) - طبرى ، I I I ، 2183 . ( 2 ) - ابن خلكان ، چاپ ويوستنفلد ، شمارهء 838 ، نيز بنگريد : « متون » ، ص 5 . ( 3 ) - طبرى ، I I I ، 2194 . ( 4 ) - سكه‌هائى به نام اين امير در دست است . نام كامل او ابو داود محمد بن احمد مىباشد . بنگريد : ماركوف ، « فهرست تملكات » ، ص 171 .