واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
483
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
دودمان را داشته . وى پيش از مرگ اسمعيل را به جانشينى برگزيد . و در سراسر كشور حكومت او را شناختند . در بهار سال 280 هجرى / 893 ميلادى از طرف خليفه منشور بنام او صادر شد . در همان سال اسمعيل پيروزمندانه به تلس [ طراز ] لشكر كشيد و كليساى بزرگ آن شهر را به مسجد مبدل ساخت « 1 » در اين سال دودمان شاهان محلى اسروشنه سرنگون شد و ناحيهء مزبور بلاواسطه به متصرفات سامانيان ملحق گشت « 2 » . عمرو در طى سالهاى بعد حكومت خويش را در ايران استوار ساخت . خليفه نيز ناگزير از اجراى اميال وى بود و بنا به خواست او در زمستان سال 285 هجرى ( فوريه 898 ميلادى ) زوار خراسانى را به كاخ خويش دعوت كرد و فرمان عزل اسمعيل و انتصاب عمرو را به ولايت ماوراء النهر در حضور
--> - ص 59 ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « السامانى » - در جمادى الثانى ( روز مه در هر دو مورد يكى است ) چون به گفتهء سمعانى روز دوشنبه بوده - گفتهء اول ظاهرا درستتر است . ( 1 ) - رجوع شود به : بارتولد ، « گزارش سفر به آسياى ميانه » ، ص 15 ( براساس گفتههاى نرشخى و طبرى ) . نيز رجوع شود به مسعودى ( مروج ، V I I I ، 144 و بعد . ) در آنجا گفته شده كه نام پادشاه « الطنكس » بوده ( ديگر اشكال قرائت اين كلمه - همانجا ، 420 ) وعدهء اسيرانى كه با « خاتون » او گرفته شده بوده به 15000 و شمار كشتگان به 10000 مىرسيده . به عقيدهء مسعودى اين تركان از قبيلهء قارليغان بودهاند ( عربى : خرلخ ) [ املاء « قارليغ » را مترجم از كتاب « تاريخ بدخشان » چاپ لنينگراد ، ص b 84 اخذ كرده . ] ( 2 ) - رجوع شود به ماقبل حدود ص 450 اصل .