واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

482

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

محلى را - كه بخار خدات ابو محمد و بازرگانى ثروتمند بنام ابو حاتم يسارى در رأس آنان بودند - از شهر تبعيد كرد . بدين‌طريق كه ايشان را به سمت رسولان به سمرقند فرستاد و ضمنا در نهان از نصر خواست كه به زندانشان افكند . اسمعيل از غيبت ايشان استفاده كرده قدرت خويش را استوار ساخت و آنگاه از برادر خواست كه رسولان را آزاد و مرخص كند و پس از بازگشت ايشان به بخارا مورد عنايات فراوانشان قرار داد و كوشيد همهء خواستهاى آنان را مجرى و مرعى دارد . ظاهرا مىخواست بدين‌طريق حكومت خويش را استحكام بخشد و كارى كند كه اشراف عليه نصر - نه عليه او - برانگيخته شوند . با اين حال در مبارزه‌اى كه زان‌پس ميان دو برادر درگرفت مردم شهر نه هميشه جانب اسمعيل را نگاه داشتند . در شهر بازرگانى پيكند پذيرائى درخشانى از اسمعيل به عمل آمد . ولى در محل ديگرى مردم از فروش آذوقه به لشكريان اسمعيل سرباز زدند ، زيرا اسمعيل در نظر ايشان ياغئى بود عليه دولت قانونى . مبارزه در پائيز سال 275 هجرى ( 888 ميلادى ) « 1 » با اسير شدن نصر پايان پذيرفت . اسمعيل ميانه‌روى و اعتدال خردمندانهء هميشگى خويش را در اين مورد نيز نشان داد . ميان دو برادر ملاقاتى صورت گرفت و اسمعيل با برادر نه همچون غالب يا اسير بلكه مانند رعيت با پادشاه خويش سخن گفت . اين كرامت نصر را متأثر نمود و البته به افزايش نام نيك و افتخارات اسمعيل كمك كرد . نصر به سمرقند بازگشت و تا زمان مرگ خويش كه در 21 اوت 892 ميلادى ( 279 هجرى . جمادى الاول ) وقوع يافت « 2 » اسما رياست

--> ( 1 ) - به گفتهء نرشخى ( چاپ شفر ، 83 ) نبرد روز سه‌شنبه 15 جمادى الثانى سال ، 275 هجرى وقوع يافت . ولى اين روز جمعه بوده . ( 2 ) - نرشخى ( چاپ شفر ، 84 ) - در جمادى الاول ، به گفتهء سمعانى ( « متون » ،