واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

402

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

فرمان‌روايان محلى فقط به منزلهء نخستين درباريان بودند و حتى نيرومند - ترين افراد ايشان هم ، مانند اتباع خويش ، دهقان خوانده مىشدند . در منابع عربى چندبار از نگهبانان شخصى فرمان‌روايان يا به اصطلاح شاكران يا چاكران « 1 » سخن رفته است . ولى از گفته‌هاى نرشخى « 2 » در مورد دربار ملكهء بخارا ( خاتون بخارا ) چنين مستفاد مىگردد كه نيروى مزبور صورت گارد احترام را داشته و از افراد جوان طبقهء اشراف مركب بوده كه به نوبت در دربار شاهان خويش اين وظيفه را ايفاء مىكردند ، هم‌چنانكه فرزندان شواليه‌هاى اروپائى نيز در دربار سلاطين و دوك‌هاى خود چنين وظيفه‌اى داشتند . در اين‌چنين سازمان سياسئى سخنى از كيش دولتى ، به معنى دقيق كلمه ، نمىتوانست در ميان باشد . با اينكه در ماوراء النهر نيز مانند ايران ، زرتشتىگرى دين گروه حاكمه بوده ، مع هذا پيروان مذاهب ثنوى [ مقصود مانويان و امثال ايشان است ] كه در ايران مورد تعقيب بوده‌اند در ماوراء النهر پناهگاه امنى مىيافتند و ظاهرا بودائيان و نسطوريان هم از چنين آزادئى برخوردار بوده‌اند . فقط در داستانى كه سيوآن تسزان [ چينى ] دربارهء سمرقند نقل مىكند از مبارزهء ميان زرتشتى - گرى و بودائىگرى سخن رفته است . ولى سخنان ديگر زاهد مزبور دربارهء موفقيتى كه براثر فعاليت خويش كسب كرده بوده ، نشان مىدهد كه اين مبارزه جنبهء حادى را حايز نبوده « 3 » . تاحدى كه اطلاع داريم روحانيان در مبارزه عليه فاتحان عرب هيچ نقشى

--> ( 1 ) - مثلا ، طبرى ، II ، 1159 . ( 2 ) - چاپ شفر ، 8 - 7 . ( 3 ) - بارتولد ، « دربارهء مسيحيت در تركستان » ، ص 5 ( از سيوآن تسزان ، ترجمهء ژولين ، 59 و بعد ) .