واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
403
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
ايفاء نكردند « 1 » . در داستان تسخير بيكند توسط قتيبه در سال 87 ه . ( 706 م . ) از مرد نابينائى ياد شده كه تركان را عليه مسلمانان برمىانگيخت و ظاهرا اين شخص در نظر ايشان [ اعراب ] دشمنى خطرناكتر از نيروى جنگى طرف ، شمرده مىشده . چون وى را اسير كردند سربهائى به مبلغ يك ميليون ( درهم ) پيشنهاد كرد كه زندهاش گذارند ولى حتى اين مبلغ هنگفت هم مسلمانان را تطميع ننمود و ايشان ترجيح دادند از دسايس چنين دشمن آشتىناپذيرى رهائى يابند « 2 » . از گفتههاى مورخ معلوم نيست كه آيا نفوذ كلمهء اين مرد نابينا در ميان قوم وى جنبهء مذهبى داشته است يا نه . براى حل اين موضوع كه آيا در ميان خود اشراف ماوراء النهر هم - مانند ايران - درجات و طبقات مختلفه وجود داشته يا نه ، مدارك و اسنادى در دست نداريم « 3 » طبرى در برخى جاها « 4 » در مورد اعيان آسياى ميانه نيز اصطلاحاتى را كه براى تشخيص طبقات عاليهء اشراف ايرانى به كار مىرفته ، استعمال مى - كند . ولى ، چنان كه ديديم ، كلمهء دهقان بطور يكسان به زمينداران عادى و شاهزادگان صاحب زمين و فرمانروا ، اطلاق مىشده « 5 » . ظاهرا اشراف پول و
--> ( 1 ) - فقط در داستان فتح خوارزم ضمن سخن از دهقانان ، نامى از كاهنان نيز برده شده - ( « اخبار » ، شايد منظور محرران يعنى « دانشمندان » به مفهوم تورات ، بودهاند . - طبرى ، II ، 1237 ) . ( 2 ) - همانجا ، 1188 . ( 3 ) - مسعودى ، « مروج » ، II . 240 و بعد . ( 4 ) - طبرى ، II ، 1237 ، 1243 . ( 5 ) - از ميان القاب ويژهء آسياى ميانه مىتوان لقب مخصوص اشراف بخارا - يعنى « جموك » را ذكر كرد ( نرشخى ، چاپ شفر ، 5 ) همين لقب را در ميان تركان نيز مشاهده مىكنيم ( طبرى ، II ، 1613 ) .