واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
373
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
بود از طريق اركند يا ركند « 1 » ( در سه فرسخى ساباط ) و گلوكاندز [ غلوك - اندز ؟ ] ( سه فرسخى ركند و چهار فرسخى خجند ) سفر كنند . جادهاى هم از زامين به كركث « 2 » و گلوكاندز از طريق خاوس [ خاوص ] وجود داشته ( 7 فرسخ از زامين و 6 فرسخ از كركث ) . قراء زامين و ساباط ( ساواط ) و خاوس ( خاوست ) و ركند و كركث « 3 » و گلوكاندز تا اين ايام نيز نامهاى خود را حفظ كردهاند . بنجيكث ( محتملا پنجيكت ) كه شهر عمدهء اسروشنه بوده بر كنار از اين جادهها قرار داشته . به گفتهء ابن خردادبه و قدامه « 4 » شخص مىبايست 2 فرسخ در جلگه سواره بپيمايد و پس از آن 5 فرسخ در امتداد رودى كه از
--> ( 1 ) - ابن فقيه ، 328 ؛ قدامه 207 ؛ ( در چاپ روسى 1900 ، ص 166 كركث نوشته شده - تحريريه ) ، « كركث » فقط نظر ناشر است ( قدامه ، 207 ، حاشيه d ) ؛ در نسخ خطى « ركد » ؟ ؟ ؟ يعنى « ركند » كه همان « اركند » استخرى ( 335 ) باشد آمده . در آنجا دخويه ( حاشيه 3 ) خود اين شهر را با « ركند » ( كه « ركيد » خوانده است ) كه در تأليف قدامه آمده يكى مىداند و حق با اوست . آ . كوشا كويچ از قريهء « رگنوت » ( همينگونه ) كه در شمال « اورا - توبه » بوده ياد مىكند ( « اطلاعات ( ، ص 215 و نقشه ) . همان قريه به صورت « ركون » در اثر محمد - وفا كرمينگى ( تحفة الخانى ، ورق b 150 ) آمده است . فاصلهء بين ساباط و كركث خيلى بيشتر است . ( 2 ) - استخرى ، 343 ؛ ابن حوقل ، 382 ؛ ابن خرداذبه ، 27 . ( 3 ) - در تأليف مقدسى ( 265 ) « كردكث » نوشته شده . ( 4 ) - ابن خرداذبه ، 29 ؛ قدامه ، 208 ؛ به گفتهء استخرى ( 343 ) از ساباط تا بنجكث فقط سه فرسخ مسافت بوده .