واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

343

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

از روى مطالب پيش گفته ( ص 332 ، 333 ) موضع براتگين « 1 » را معين كند . دربارهء كردر همين‌قدر مىدانيم كه از نوكفاغ بزرگتر و مستحكم‌تر بوده « 2 » . در نزديكى براتگين ، اندكى نزديكتر به رود ( ولى مع هذا به فاصلهء 4 فرسخ از آن ) « 3 » مدمينيه قرار داشته كه در تأليف مقدسى « 4 » مدكمينيه خوانده شده و اين محل اقصى نقطهء شمالى مردم اسكان يافته شمرده مىشده . در مقابل مدمينيه ، بر طرف چپ رود ، قريهء گيت يا جيت ، نزديك كوهى ، قرار داشته كه بعد از آن كوه‌دشت آغاز مىگرديده . مسافت بين گيت و گرگانج معين نشده . فقط گفته شده است كه گيت در پنج فرسخى كوجاغ « 5 » ؟ واقع بوده . مقدسى « 6 » گيت

--> ( 1 ) - از روى مسافات ممكن بود براتگين را نزديك نقطهء مرتفع كشكانه - تائو قرار دهيم . ولى ساختمان اين كوهها كه « فاقد متحجرات بوده » ( موشكتوف ، « تركستان » ، مجلد I ، ص 637 ) طورى است كه گمان نمىرود وجود كان سنگ را اجازه دهد . كشكانه - تائو بلندترين بخش فلات مرتفع ( قر ) قرا - تائو است . تپه‌هاى ديگرى نيز در آنجا وجود دارد كه قبه - تائو و پيغمبر - قز و غيره ناميده مىشوند . رجوع شود به : كون ، « فرهنگ و تمدن بخشهاى سفلاى آمودريا » ، ص 224 و بعد . ( 2 ) - مقدسى ، 288 . ( 3 ) - استخرى ، 342 - 341 . ( 4 ) - مقدسى ، 286 . ( 5 ) - استخرى 302 . محلى بدين نام در هيچ تأليفى ذكر نشده . دخويه در رسالهء خويش دربارهء آمودريا ( 64 . S ، « Dasadlte Bett des Oxus » ) توصيه مىكند كه گرگانج يا گرگانجك خوانده شود . ( گرگانج كوچك ، به بعد رجوع شود ) . ولى توجيه اين مطلب دشوار است كه چرا استخرى به‌خصوص در اين مورد شكل فارسى اين كلمه را - كه نه در تأليف او و نه در نوشته‌هاى ديگر جغرافيون عرب قرن دهم ميلادى ديده نمىشود - به كار برده ( 6 ) - مقدسى ، 289 .