أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

28

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

پديد مىشود همچون بادها و حوادث جوّى برابر با اين سو خواهد بود . و ديگر اينكه سخنى از انسان و جانور نگفته است ، چه اين يك بسته به آن است كه كسى ديده باشد يا از مردم راستگويى شنيده باشد . ما در اين سو كه نشيمن داريم ، حالات مردمانى را مشاهده مىكنيم كه بر روى مدار واحدى كه طبيعت و مزاج هوايى يگانه دارد در كنار يكديگر زندگى مىكنند و به آبادانى مىپردازند ، پس نمىتوانيم تهى بودن بعضى از جاها را از مردم و گرد آمدن آنان را در جاى ديگر ، با وجود فراهم بودن اسباب و نبودن موانع و يكى بودن آب و هوا ، جز نتيجهء اختيار و اراده يا اتّفاق يا نرسيدن آدميزاد به اين‌گونه جاها بدانيم . برآمدن ربع جنوبى زمين از آب ، در آن سوى مقابل با اين ربع مسكون شمالى ، در آن صورت ممكن است كه زمين از شكل كروى خارج شده و به صورت استوانى درآمده باشد تا چنان شود كه كرويّت محسوس كرهء زمين از مجموع دو كرهء خاك و آب حاصل شود ، و ميانگاه سهم [ محور ] اين استوانه بر مركز كلّى بگذرد و وضع سنگينى متعادل بماند . و ممكن است كه قسمتى از زمين كروى از آن زايل شده و آب درياى محيط به آن راه يافته باشد و آنچه بالاى آب تا قلّه‌ها باقى مانده است خالى [ از آب ] شود ؛ بدين ترتيب آب بر همهء زمين محيط مىشود و جز اين پاره كه كوهها از آن فراهم مىآيد چيزى بيرون از آب نمىماند . و گروهى چنان گفته‌اند كه چون خورشيد تريها را بخار مىكند و آنها را به خود مىكشد ، و از دريا لطيفترين و گواراترين قسمت آب آن را برمىآورد ، آنچه از آب شورچگال برجاى مىماند ، از خورشيد تأثير مىپذيرد ولى از دريا جدا نمىشود . و ما مىتوانيم تفاوت ميان ترى تنك و ترى چگال را با چكاندن قطره‌اى از هريك از آنها بر سطحى كه خورشيد آن را گرم كرده است مشاهده كنيم : آب تنك به صورت بخار درمىآيد و جاى آن خشك مىشود و اثرى ، جز رنگ آن بر فرض رنگين بودن ، برجاى نمىماند ؛ و امّا آب‌چگال در ميان انباشته مىشود و آنچه از آن كه تنك است به صورت بخار درمىآيد ، و چون خشك شود كناره‌هاى آن شبيه جاى بازماندهء از قطرهء تنك