أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
15
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
اصل مناقشه نبايد كرد ، ولى ما خرد او را براى كوفتن او به مدد مىگيريم و بنابر قياس وى دربارهء خود مكّه از او مىپرسيم : چرا در اين شهر قبله بر روى خطّ زوال [ خطّ نصف النّهار ] نيست و چرا در جاهايى كه به اندازهء يك ميل در خاور و باختر آن است چنين نيست ؟ چرا در آن بر خطّ زوال كه در همهء آنها يكى است نماز نمىگزارند ؟ در نظر او خطّ زوال در همهء اينها يكى است ، ولى در نظر اصحاب هيئت در حسّ چنين است . و در ميان ايشان هيچ كس در اينباره به حقيقت نزديكتر از كسى نيست كه قبله را از راه قطب [ آسمان ] معروف به نام جدى پيدا مىكند كه چون اين نقطه ثابت است ، سمت المسير [ جهت راهسپارى ] با تقريب بهدست مىآيد . و سمت المسير جهتى است كه اگر كسى بر آن در مقدار مسافتى كه چندان زياد نباشد پيش برود ، رو به كعبه يا در جهت آن رفته است . و گفتهء خداى تعالى اشاره بههمين است كه : « فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ » ، چه به نقطهء حقيقى رو كردن جز در خيال امكانپذير نيست . و امّا در عمل همان است كه با تقريب همراه است و بههمين جهت « شطر » « 1 » براى كسى كه كوشاى يافتن آن است آمده است . و اگر ما را ، در يافتن مسافتهاى ميان شهرها و فراهم آوردن شكل قسمت آباد زمين به صورتى كه از روى آن بتوان جهت شهرها را نسبت به يكديگر باز شناخت ، نيازى جز آن نبود كه قبله را درست كنيم ، بر ما بايسته بود كه به اين كار برخيزيم و كوشش كنيم . چه اكنون اسلام بيشتر زمين را فراگرفته و به دورترين نقاط خاور و باختر رسيده است و همهء مردم اين سرزمينها به آن نياز دارند كه نماز را برپا دارند و ديگران را به قبله بخوانند . و گمان ندارم كه كوششى كه براى درست كردن اين كار يا نشان دادن راه درست كردن قبله مىكنيم ، در آن دنيا بيمزد بماند و در اين دنيا ستوده نباشد . پيش از اين بر آن بودم كه راهى را كه بطلميوس در كتاب جاوغرافيا ( جغرافيا ) و جيهانى و ديگران در كتابهاى مسالك آوردهاند ، يك جا بياورم تا پراكندهها فراهم و دشواريها آسان شود
--> ( 1 ) - شطر به معنى « رو به » و « سوى » است .