أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

16

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

و اين فن به كمال برسد . نخست به تصحيح مسافتها و نامهاى جاها و شهرها پرداختم ؛ و اين كار را با پرسيدن از كسانى كه به آن‌ها رفته بودند ، و محك زدن و درست كردن گفته‌هاى آنان با يكديگر ، به انجام رسانيدم . و براى دست يافتن به آنچه مىخواستم ، از بخشيدن مال و جاه دريغ نورزيدم . نيمكره‌اى به قطر ده ذراع ساختم تا بر روى آن طولها و عرضها را از روى مسافات بيرون آورم ، چه به سبب تنگى وقت و زيادى كار فرصت آن نبود كه اين نتايج را از روى محاسبه پيدا كنم . ولى آنچه كه به‌دست مىآوردم ، از ترس از دست رفتن سلامتى و پيش آمدن پيشامدهاى ناگوار ، ثبت مىكردم و به حافظه نمىسپردم . و چون ناگهان بدبختى بر من فرو ريخت ، بر آنچه گفتم همان گذشت كه بر ديگر كوششها و پژوهشهاى من گذشت و چنان از ميان رفت كه « كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ « 1 » - [ گويى ديروز مسكون نبوده است ] » . و اگر خدا بازگشت را آسان كند - كه بر آن توانا است - در تمام كردن آن درنگ نخواهم كرد . و اكنون مىگويم : با آنكه به دلايل عقلى و قياسهاى منطقى درست از نوپديدى جهان ( حدث العالم ) آگاه شده‌ايم ، و دانسته‌ايم كه مدّت محدودى كه از پيدايش جهان گذشته است آغازى دارد ، از راه آن دلايل و قياسها و همانندهاى آنها نمىتوانيم اندازهء اين مقدار زمان را پيدا كنيم و بگوييم كه از آفرينش جهان تاكنون چه مدّت گذشته است . قياسى كه مىسازيم بدين‌گونه است : جسم نمىتواند از پيشامدهايى به دور باشد كه پياپى بر آن وارد مىشود ؛ و هرچه از پيشامدها به دور نيست نوپديد ( حادث ) است : پس جسم نوپديد است و ازلى نيست . بدين ترتيب از قياس شكل اوّل نوپديدى ( حدوث ) جسم نتيجه مىشود . ولى اين پياپى درآمدن پيشامدها نمىتواند بىپايان باشد ، چه آنگاه مىبايستى زمان ازلى باشد و اين محال است ؛ زيرا هنگامى كه مىگوييم : زمان گذشته از پاره‌هاى زمان يعنى ادوار موجود و شمردنى و قابل افزايش است ، و هرموجود شمردنى

--> ( 1 ) - سورهء يونس ، آيهء 24 .