أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

140

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

آميختهء آن دو فراهم مىشود كه پهنايى دارد . و اين كيفيّت در سايهء هرشاخص قائم و ملاحظه كردن آن قسمت از اين سايه در نزديكى محلّ قرار گرفتن شاخص و در جايى دور از آن آشكار مىشود . سايهء زمين در آنجا [ يعنى بر سطح ماه در حالت كسوف ] به علّت دور بودن آن از زمين ، چنين است و چيزى به رنگ دود آن را فراگرفته است . پيرامون سايه تاريكى خالص نيست ، و گرنه به محض آنكه كوچكترين چيزى به آن نزديك مىشد احساس مىشد ، همان‌گونه كه فصل مشترك ميان يك پارهء روشن و يك پارهء تاريك كه ابعاد قابل مقايسه ندارند احساس مىشود ، ولى اين امر براى همهء نگرندگان يكسان است ، و هرچه براى يكى پيش آيد ، براى ديگرى نيز همانند يا نزديك آن پيش خواهد آمد . و ما را به ياد كردن از ساعتهاى معروف به معوج « 1 » كه از آن سخن گفته‌اند نيازى نيست ؛ چه عمل آن [ يعنى كسوف ماه ] شبانه است و ساعتهاى معوج با اسبابهاى سايه‌دارى معلوم مىشود كه تنها با نور خورشيد كار مىكند . و ترديد نيست كه ساعتهايى كه به كار برده مىشود ساعتهاى مستوى ( برابر ) است و مبدأ شمردن زمان در آنها سه است ، طلوع و غروب و ميانهء آنها كه تقريبا كسوف نيمه شب است ، از آن جهت كه ماه در نقطهء متقاطر خورشيد قرار دارد . كسوف يا درست در طلوع حقيقى صورت مىگيرد ، يا درست در غروب حقيقى ، يا درست در ميانهء آسمان ، يا در نقطه‌اى ميان اين سه نقطه . و ساعت كسوف رصد شده يا برحسب مقدارى است كه از اوّل شب يا از نيمشب گذشته ، يا برحسب مقدارى كه به آخر شب يا نيمشب باقى مانده است ، و به اين ترتيب نگاهدارى وقت كسوف هفت صورت پيدا مىكند . و اگر وقتى را كه يك رصدكننده نگاه داشته است با وقت رصدكنندهء ديگر مقايسه كنيم ، با در نظر گرفتن اين امر كه هريك از آن دو ممكن است به يكى از هفت صورت وقت را معيّن كرده باشد ، از تركيب آن دو صورتهاى چندى

--> ( 1 ) - براى ساعت معوج و مستوى رجوع كنيد به التفهيم ، ص 70 .