أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
139
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
سپس مىگويم : چون از كسوف ماهى كه بايد صورت بگيرد از پيش آگاه باشيم ، و بخواهيم اندازهء اختلاف طول ميان دو شهر را اندازه بگيريم ، از پيش در هريك از دو شهر كسى را بر آن مىگماريم كه وقتها را با اسبابها اندازه بگيرد و زمان آغاز كسوف و تمام شدن آن ، و نيز آغاز باز شدن كسوف ( انجلاء ) و پايان آن را نگاه دارد و ثبت كند . و كسوف هنگامى براى نگرنده آشكار مىشود كه مقدارى از جرم تاريك شود كه بعضى از صاحبان زيج آن را يك انگشت - يعنى يك جزء از دوازده جزء جرم - دانستهاند كه از حيث ازمان ؟ 49 ؟ 1 و از لحاظ ساعت ؟ ؟ 16 ؟ 6 عة 0 است ، و اين اندازهاى است كه كسوف حقيقى بر كسوف مرئى پيشى دارد ، يا باز شدن حقيقى از باز شدن ديدارى پسى دارد . و چون اين بسته به تحقيق و آزمايش است ، ممكن است كه صاحب اين گفته [ يعنى ابو الفضل هروى ] سخن خود را بنابر همين تحقيق و آزمايش گفته باشد . و به نظر من اندازهء يك انگشت در اينجا زياد است ، چه هرچند تماسّ ميان سايه و ماه احساس نشود ، اندك تقاطعى قابل ديدن است ، در صورتى كه در خورشيد چنين نيست ، چه چشم نمىتواند در برابر شعاع خورشيد مقاومت كند و از آن به صورتى دردناك متأثّر مىشود . چون آدمى به خورشيد خيره شود چشمش از ديدن بازمىماند و حيران مىشود ، و بههمين جهت است كه به تصوير خورشيد در آب مىنگرند كه جرم ديده مىشود و از تشعشع آن مىكاهد . و بايد بگويم كه چشم من در جوانى از رصد كردن كسوف خورشيد آسيب پذيرفته است . ولى محيط سايه تاريك و سياه تمام نيست ، و بههمين جهت است كه رنگهاى كسوفهاى ماه گوناگون است . و سبب اين آن است كه گذرگاه ماه از سايه [ يعنى سايهء زمين ] در جايى است كه سايه از آنچه سايه مىافكند دور است ، و از خصوصيّات سايه آن است كه كنارههاى آن در نزديكى آنچه سايه مىافكند به خوبى آشكار است و چون [ دور شود و ] سايه با روشنى درآميزد ، ميان سايهء تمام و روشنايى خالص چيزى از