أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

138

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

خورشيد نمىشود بلكه بر چشمهايى كه بر آن مىنگرد عارض مىشود ، و ماه كه خورشيد را مىپوشاند از آن دور و به نگرندگان نزديك است ، و ديگر اينكه جاهاى نگرندگان به كسوف مختلف است و به‌همين جهت اندازهء كسوف و اندازهء زمانى و پايان آن براى نگرندگان متفاوت است ، از كسوف خورشيد نمىتوان در اين بحث سود جست . امّا كسوف ماه ، بدان جهت كه بريده شدن نور خورشيد از آن بدان جهت است كه زمين ميان آن و خورشيد حايل مىشود ، امرى است كه بر ذات ماه عارض مىشود ، و كسانى كه از جاهاى مختلف به آن مىنگرند ، آن را همان‌گونه كه هست و در وقت خود مىبينند ، شايستهء اعتماد است و اصحاب صناعت در يافتن و درست كردن طولها از آن مدد گرفته‌اند ، جز ابو الفضل هروى كه از دانشمندترين پيشينيان در صناعت نجوم است كه در باب دهم از مقالهء نخستين كتاب المدخل الصّاحبى به خطا رفته و گفته است : « راه رسيدن به طولها از كسوفهاى خورشيد است ، چه ثابت شده است كه كسوف خورشيد هنگامى صورت مىگيرد كه ماه نسبت به خورشيد محاذى مركز زمين واقع شود ، و ما خود بر مركز زمين جاى داريم » ، و بناى ساعتها را بر همين نهاده است . و به جان خودم سوگند كه ، اگر ما در حقيقت در مركز زمين جاى داشتيم ، سخن همان بود كه وى گفته است ، ولى ما در مركز زمين جاى نداريم و پوشانندهء [ خورشيد يعنى ماه ] چندان به زمين نزديك است كه با دور بودن از مركز زمين اندازهء آن احساس مىشود و به‌همين جهت منظر آن [ در جاهاى مختلف ] مختلف مىشود . و بسا باشد كه محاذى قرار گرفتن خورشيد و ماه و مركز زمين كه سبب كسوف است ، در جايى سبب رؤيت كسوف شود ولى در بيشتر شهرهاى روى زمين اثرى از اين كسوف نباشد . و بسا باشد كه كسوف خورشيد بر روى زمين ديده شود و سبب آن محاذى قرار گرفتن ماه با مركز زمين نباشد . و نمىتوان اين كيفيّت را با اين گفته رد كرد كه ميان آنچه حقيقت است و آنچه به حس دريافت مىشود ارتباطى نيست ، چه وارسى زيجها مىتوانسته است به او [ هروى ] چيزى را نشان دهد كه در نتيجهء آن از سخن خود بازگردد .